یادداشت: مکسِ دیوانه، کمی آهسته‌تر!

امیررضا فخاریان


Mad Max: Fury Road / George Miller

۲۰۱۵ / Belgium

دنیایی که جرج میلر در فیلمش توصیف می‌کند، دنیای عجیبی است. دنیایی که آدم هایش انگار برگشته‌اند به اولین‌های خودشان، به همان انسان هایی که میجنگیدند و می‌کشتند که زنده بمانند. دنیایی که در فیلم می‌بینیم دنیای جالبی نیست ولی شاید جذاب بنظر بیاید. پر از چیزهای جدید و غیرطبیعی. به طوری که باور نمی‌کنیم ممکن است (شاید فقط ۰.۰۱ درصد) که آینده همین باشد! آدم‌های فیلم، بجز چند لحظه کوتاه که می ایستند،بقیه فیلم را در حال حرکت اند. در حال فرار اند یا در حال تعقیب. در حال حمله اند یا در حال دفاع. یا کشته می‌شوند یا می‌میرند. می دوند، می رانند، ساز می زنند و نعره می‌کشند. جلوه های ویژه فیلم عالی است. صحنه های اکشن جذاب به وفور در فیلم یافت می شود. طراحی صحنه فیلم محشر واقعا خوب است. گریم شخصیت ها هم خیلی خوب است. همه این چیزها دست به دست هم داده اند که دنیای تازه ای را برای مخاطب ایجاد کنند.

امّا! امّا کاش جرج میلر فکر ذهن مخاطبش را هم میکرد. کاش یک جوری فیلم را می ساخت که بشود کمی درکش کرد! درست است، فضا سازی طوری است که برایمان غریب باشد ولی همین غریب بودن را شاید بشود درک کرد. کمی اگر تأمل کنیم و فکر، کمی اگر خودمان را در آن فضا قرار دهیم، شاید بشود ارتباط برقرار کرد. ولی ریتم فیلم انقدر سریع و تند است که هیچ اجازه ای برای برقراری ارتباط با شخصیت ها و یا فضا ها، نمیدهد. از تمام محیط هایِ فیلم سریع رد می شویم، سریع فرار میکنیم. همین شاید بزرگترین ضعف فیلم باشد. همین است که مخاطب را دور میکند از فیلم. البته مخاطبانی که فقط دنبال صحنه های اکشن و هیجانی نیستند!