نقد کتاب: زمین سوخته

مجله هفت به نقل از کاروژ

علی روستایی


زمین سوخته / احمد محمود / ایران / ۱۳۶۱

زمین سوخته نام رمانی است از احمد محمود که در سال ۱۳۶۱ منتشر شده است. این رمان روایتی است از جنگ ایران و عراق. روایتی که در واقع تجربه شخصی خود نویسنده از جنگ است. احمد محمود خود در این باره می‌گوید: «وقتی خبر کشته شدن برادرم را در جنگ شنیدم، از تهران راه افتادم رفتم جنوب. رفتم سوسنگرد، رفتم هویزه. تمام این مناطق را رفتم. تقریباً نزدیک جبهه بودم. وقتی برگشتم، واقعاً دلم تلنبار شده بود. دیدم چه مصیبتی ر ا تحمل می‌کنم. اما مردم چه آرام‌اند. چون تا تهران موشک نخورد، جنگ را حس نکرد. دلم می‌خواست لااقل مردم مناطق دیگر هم بفهمند که چه اتفاقی افتاده است. همین فکر وادارم کرد که زمین سوخته را بنویسم.»

جنگ اتفاقی بود واقعی و ماندگار در اندیشه‌ی مردم ما. همچنین سرشار از خاطراتی تلخ و گاها شیرین به لحاظ محتوا، که در روح و جان ما ضبط و حک شد. در این میان نویسندگان بسیاری به ثبت این وقایع پرداختند اما احمد محمود سلطان و پیشرو ثبت این وقایع است آن هم با نگاهی سخت رئال و سخت باورپذیر. او اولین کسی است که در ایران به سراغ این موضوع می‌رود و به ثبت تصاویری بکر می‌پردازد، هر چند انتشار رمانش حاشیه‌های بسیاری را به همراه می‌‌آورد؛ موافقان و مخالفان بسیار، و از اینگونه؛ انگ‌ها و برچسبهای بسیاری بر او زده می‌شود. اما آنچه قدر مسلم است کمتر کسی زمین سوخته را فهمید.

این اثر روایت ماه‌های آغازین جنگ ایران و عراق است. عراقی‌ها پس از سقوط خرمشهر تمام قوتشان را برای گرفتن شهرهای اطراف آن به کار گرفته‌اند. بسیاری از نقاط اهواز از جمله فرودگاه از بین رفته‌ است. شهر به هم ریخته و دزدی و یغما به اوج خود رسیده است. مردم عادی درصدد خروج از شهر هستند تا نظامیان اداره شهر را به دست گیرند. راوی خانواده‌اش را از شهر خارج کرده و گزارشگری وقایع جنگ را در قصه به عهده گرفته است. برادر راوی در بمباران كشته شده و مشكلات روحی گریبانگیر برادر دیگر شده است. همه چیز در هم و بر هم است. انفجارها یکی پس از دیگری امان مردم را گرفته‌اند و شهر…

رمان زمین سوخته سیر خطی و روال ساده‌ای دارد اما چنان ساخته و پرداخته شده است که مخاطب را دچار حیرت می‌کند. فضا سازی و تیپ سازی در این اثر چیزی به حد کمال است، اصولا این سبک و سیاق در تمامی آثار احمد محمود دیده می‌شود. بسیاری از منتقدین بر این باورند که احمد محمود تحت تاثیر نظریات همینگوی بوده است و براین اساس زبانی را پیشنهاد می‌كند كه مانند دوربین عكاسی عمل می‌كند.

چیزی نمی‌گذرد که این اثر پرفروش‌ترین کتاب ادبیات جنگ می‌شود که این مسئله در آن زمان -در حوزه ادبیات جنگ -چیزی بی‌سابقه بوده است.

این رئالیسم اجتماعی تمام قد است، در فصل اول سال انتشار، یعنی سال ۱۳۶۱ در تیراژی ۱۰ هزار نسخه‌ای به چاپ می‌رسد و چند ماه بعدتر در تیراژی ۲۵ هزار نسخه‌ای تجدید چاپ می‌شود. جالب است بدانید که چاپ سوم آن هشت سال بعد از چاپ دوم اتفاق می‌افتد…!!!

این اثر تنها کتاب از احمد محمود است که در پایانش تاریخ نگارش ثبت می‌شود، مفهوم آن این بوده که در چنان زمانی – بحبوحه جنگ- چنان ادبیات و زبانی را پیشنهاد كرده و آن انگشت اتهام (که در پایان داستان راوی را نشانه گرفته است) در واقع به‌طرف تمام نویسندگان ادبیات حوزه جنگ است، نویسندگانی كه این موضوع را نادیده گرفته‌اند. او به وسیله این رمان راه را به دیگر نویسندگان جنگ نشان داد، هرچند بسیاری این اشاره را نادیده گرفتند.