نقد کتاب: اتفاق!

مجله هفت به نقل از کاروژ

نیلوفر شاندیز


اتفاق / گلی ترقی / نشر نیلوفر

رمان «اتفاق» داستانی بسیار سرراست و ساده است، خواهر و برادری دوقلو (نادر و شادی) روزهای کودکی و نوجوانی خود را با خاطرات شاد و پر از حسِ زندگی می‌گذرانند اما در آستانه جوانی «نادر» برای ادامه تحصیل به آمریکا می‌رود. همین سفر آغازی برای جدایی چندین دهه خواهر و برادر از هم می‌شود. مثل یک جور طلسم که بالاخره شکسته می‌شود. چند فصل اول کتاب شرح روزهای خوش کودکی آنها است و زندگی پرشور با پدر و مادر و دوستانشان، از اواسط کتاب هر فصل اختصاص به یکی از آنها دارد؛ فصل زندگی نادر و شرایط مهاجرت و مشکلات ناشی از آن، فصل ماندن «شادی» در ایران و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات خانوادگی‌شان و در نهایت فصل‌های آخر، زندگی آنها در میانسالی‌شان؛ شادی نمونه یک زن شهری از قشر متوسط، تنها است و عاشق آشپزی و سفر و برادر، زنی خانه‌دار با تمام معیارهای لازمی که باید داشته باشد. اما در گذشته خودش گیر کرده‌است مانند نادر. کتاب علاوه بر بیان مشکلات مهاجرت (دوری، غربت و تنهایی) به مشکلات ماندن در ایران هم پرداخته‌است و حوادث تاریخی مثل جنگ که چگونه زندگی مردم را تحت شعاع خود قرار داد.

اما بخش‌های مربوط به خاطرات کودکی و عشق‌های نوجوانی، دوران بی خیالی و خوشی کودکی‌شان زود تمام می‌شود ولی آنها با خاطرات خودشان را زنده نگه داشتند. دو قلوهایی که نسبت به خواهر و برادرهای معمولی، وابستگی بیشتری به هم دارند، در نوجوانی از هم جدا می‌افتند و یکی می‌ماند و تمام بدبختی‌های خانواده و مملکتش ( جنگ ، مسائل سیاسی ) را می‌بیند و بارش را به تنهایی به دوش می‌کشد، دیگری می‌رود و با نوع دیگری از معضلات بیشتر شخصی و یا شاید بتوان آن را اختلاف فرهنگی نام نهاد گلاویز می‌شود. مساله غربت در این رمان هم مانند سایر نوشته‌های گلی ترقی مشهود است.

حتی مرگ باقی اعضای خانواده هم نتوانست از عشق این خواهر و برادر و وابستگی آنها کم کند. در واقع اتفاق ها خارج از اراده‌ی شخصیت‌ها می‌افتد و آنها دستاویزی به جز نوستالژی ندارند تا زمانی که دوباره با اتفاقی دیگر سرنوشت خودشان را تغییر بدهند.

گذر زمان در کارهای گلی ترقی تاثیر چشمگیری دارد، نوشتن خاطرات تقریبا ۶۰ سال از یک خانواده و فراز و فرودهایش فقط از پس نویسنده‌ای باتجربه و آشنا به اموری از این دست بر می‌آید.

گلی ترقی نویسنده که خودش می‌گوید با داستان کوتاه بیشتر رابطه برقرار می‌کند در سال ۱۳۱۸ به دنیا آمد و آثار زیادی در قالب داستان کوتاه، رمان و فیلمنامه نوشت. «اتفاق» را نشر نیلوفر در ۳۰۲ صفحه چاپ کرده‌است.

خلاصه اینکه اگر طرفدار رمانی ساده و گرم هستید که کمی هم احساستان را غلغلک بدهد و پایان خوشی هم داشته باشد «اتفاق»، اتفاقی خوب و خاطره انگیز است.

«ساعت چنده؟» این دهمین بار است که شادی این سوال را از خودش و از خدمتکارش می‌کند. می‌داند که آن ساعت راه بندان است. وقت دارد لباسش را عوض کند. اما باید عجله کند. یک وقت دیدی نادر رسید. می ایستد  جلوی آینه قدی  که روی در گنجه لباسهایش است. با چشم های نادر به خودش نگاه می‌کند. زنی را می‌بیند که موهایش کوتاه و خاکستری‌ست… بارها به آمدن نادر فکر کرده‌بود اما واقعیت آن اولین برخورد، مثل اتفاقی محال یا تصویری در خواب تلنگری به ذهنش می‌زند و می‌گریزد.» ص ۲۹۳