نقد فیلم: ۵۰ کیلو آلبالو!

مجله هفت به نقل از کافه نقد

احسان زیورعالم


۵۰ کیلو آلبالو / مانی حقیقی / ۱۳۹۴ / ایران

دختر و پسر جوانی در یک مراسم مملو از بلبشو وارد چرخه‌ای از اتفاقات می‌شوند که در ادامه منجر به یک ازدواج صوری عاری از عشق و در نهایت شکل گرفتن عشق و ازدوجا می‌شود. الگوی عاشق شدن اتفاقی و براساس حادثه، الگویی است تکراری و تا بدین جای کاری جواب پس داده. گویی از عشوه‌های چاپلین برای ادنا پرویانس تا فیلم‌های تین‌ایجری (Teen Movies)، برای مخاطبان انسانی فیلم‌ها، عشق در لحظه رخ می‌دهد نه در زمان. شاید عشق در نگاه بشر قرن بیستم به بعد عمر همزمانی است تا در زمانی؛ چرا که این مهم با ادبیات پیش از سینما در تنافر است.
با این مقدمه به سراغ مانی حقیقی و فیلم جدیدش برویم که داستان فیلمش همان یک خط ابتدایی این یادداشت است. مانی حقیقی که در آخرین اثر پرده دیده‌اش، کنکاشی پست‌مدرن در اخلاق و بورژوازی داشت، این بار به سراغ چیز دیگری رفته است که بدون داشتن عینک، چیزی است به اسم فیلمفارسی. «پنجاه کیلو آلبالو» محصول همکاری فرهاد توحیدی و مانی حقیقی است که خروجیش علاوه بر یک فیلم پرفروش، شخصیتی به اسم مانی توحیدی است، یک اِواخواهر ساکن کانادا که با داشتن تخصص در ادبیات نو فارسی – البته منهای اینکه این فرد چیزی از هنرش را رو نمی‌کند – همه چیز در ایران محصول یک آشوب و کائوس می‌بیند.
چرخش از کمدی سیاه «پذیرایی ساده» به سمت کمدی سبک و شاید فارس «پنجاه کیلو آلبالو» به قدری غریب است که واکنش متفاوتی از مخاطبان فیلم به دست می‌آید. در یکی از سایت‌های فروش بلیت سینما – که قابلیت درج نظر  داشت و اخیراً آن را غیر فعال کرده است – عموماً از فیلم حقیقی تعریف کرده‌اند و آن را کمدی خنده‌دار دانسته که از شدت قدرت طنز، مخاطب را به مرز انفجار می‌برد. ماحصل سخن مخاطبان این بوده که مانی حقیقی موفق شده است اثری مفرح خلق کند تا مخاطب دمی بدون فکر به جهان بیرون تنها بخندد. کسی به محتوای اثر کاری ندارد. فرم فیلم نیز جایی در کلام افراد ندارد و تنها نقد جدی که جاری و ساری است، افت کمدی فیلم در نیمه دوم است؛ همان جایی که فیلم به یک فیلم هندی اساسی تبدیل می‌شود. مهمانی و عروسی خارج از چارچوب ذهنی مردم مشرق زمین و حرف‌هایی مبنی بر رد و بدل عروس با افرادی در ظاهرهایی ناهمگون با عرف جامعه. این چیزها را فقط در سینمای هند می‌توان یافت و البته در فیلمفارسی.
اما در سوی دیگر مخاطبان یک سایت مشهور – که عمده فعالیتش روی تئاتر و سینمای هنر و تجربه است – نگاهی متفاوت با اثر دارند. آنان حقیقی را به چشم یک بازنده در بازار سینما می‌بینند. اثر را یک فیلمفارسی آشغال می‌پندارند که تنها به قصد فروش ساخته شده است. طنز «پنجاه کیلو آلبالو» را سخیف می‌خوانند و نمی‌توانند باور کنند مانی حقیقی در عرض یک سال این فیلم کمدی را در کنار «اژدها وارد می‌شود» ساخته است؛ فیلمی که بعید است چندان به مذاق گروه اول خوش بیاید.
این وسط اندک افرادی در گروه دوم هستند که هنوز به حقیقی امیدوارند یا آنکه در گروه اول پرتویی از تفاوت را یافته‌اند. اما این وضعیت به هیچ عنوان توانایی تعمیم‌پذیری را ندارد. حال ما با چند تفسیر متفاوت روبروییم از یک فیلم که به نظر شبیه به آثار سینمای کمدی بدنه دهه هشتاد است. فیلم حقیقی تنها یک شریف‌نیا کم دارد تا قطعات پازلش کامل شود؛ ولی آیا این تمام ماجراست؟
جواب این سوال دو کلمه می‌تواند باشد؛ یا خیر و یا بله. اگر جواب بله باشد، باید گفت «پنجاه کیلو آلبالو» فیلمی است از جنس فیلمفارسی که چند اشاره جنسی و چند موقعیت کمیک نسبتاً عجیب و غریب و با حضور ستارگان کمدی – در حد سی ثانیه – می‌فروشد. مخاطبانی از جنس عوام بدون دغدغه دریافت پیام فرمی یا محتوایی، با اثر می‌خندند و باز همان زوج عاشق ضعیف در برابر رقبای نسبتاً قدر را مشاهده می‌کنند و شاید در این میان دلشان به حال معصومیت چشمان دختر بسوزد و بابت چاله میدان‌بازی شخصیت پسر حال هم بکنند.
اما اگر جواب خیر باشد وضعیت دگرگون می‌شود. برای نگارنده و آن تعداد افرادی که روی مرز شک وقتشان را سپری می‌کنند، «پنجاه کیلو آلبالو» به احتمال قوی یک اثر پارودیک است تا فارس و برای این مهم دلایل متعددی وجود دارد. دلیل نخست را باید در نام مانی توحیدی یافت؛ شخصیت دوست‌نداشتنی که نماد یک تفکر رو به رشد است و شخصی همچون مانی حقیقی به استناد به «پذیرایی ساده» نسبت به آن نقد دارد. ولی مهمترین نشانه «نخلستان هوس» با صدای ابوالحسن تهامی نژاد است. همین یک قطعه کافی است تا دریابیم مانی حقیقی در پی یک بازی پست‌مدرن‌گونه دیگر است، چیزی شبیه کارهای تارانتینو. او دو نوع فیلمفارسی را در هم ادغام کرده است و حتی آن را مورد قیاس قرار داده است. در یک سو «نخلستان هوس» را داریم که تصویری از یک زن – افسانه بایگان – در برابر قدرت یک مرد -نادر سلیمانی- را نمایش می‌دهد. تصویری از فیلمفارسی پیش از انقلاب که قهرمان باید با رقیب قدر و اصطلاحاً سبیل کلفتی در می‌افتاد تا عشقش را صاحب شود.
در این سو «پنجاه کیلو آلبالو» را داریم که نمونه‌ای از یک فیلمفارسی پس از انقلاب است. مجموعه‌ای از عشق و عاشقی موسوم به سوسول‌بازی؛ پسر از لحاظ جسمی نحیف است و رقیبش زور و بازویی ندارد. از آن سو معشوق نیز چندان بی‌زبان و مأخوذ به حیا نیست و به قول معروف با پسر غریبه هم می‌پرد. اما این وسط نکته جالب این است «نخلستان هوس» در فیلم حقیقی به عنوان یک شاهکار معرفی می‌شود و در نهایت در فیلم خود او آنچه دختر را عاشق قهرمان می‌کند، یک حرکت بزن بهادری است.
نشانگان دیگر از بازیگوشی حقیقی را باید در عنوان فیلم جستجو کرد که به عنوان یک عنصر پیرامتنی هیچ کارکرد ظاهری در فیلم ندارد. در فیلم به جز جام‌های آب آلبالو خبری از آلبالو نیست. شاید اگر اسم فیلم «عشق در ساحل کارون» می‌بود، پیرامتن بیشتر رعایت می‌شد؛ ولی این همه ماجرا نیست. برای رسیدن به این بازیگوشی باید باز به حقیقی رجوع کرد و کتابی که خود ترجمه کرده است: «این یک چپق نیست» نوشته میشل فوکو.
فوکو در این کتاب نقاشی مشهور رنه ماگریت را دستمایه دیدگاه ساختارگرایانه نخستین خود می‌کند. فوکو با اشاره به این نکته که در نقاشی کلاسیک «آنچه می‌بینید آن است»، رویه ماگریت را شکستن این قالب می‌خواند. در واقع ماگریت در این اثر با مفهوم بازنمایی برابر با واقعیت می‌جنگد و به قول فوکو میان دو مفهوم همسانی – خادم تکرار بودن – و همگونی – خادم بازنمایی بودن – تمایز قائل می‌شود و در نهایت مگریت همگونی را بر ضد همسانی به بازی می‌گیرد. این همان چیزی است که حقیقی در پی‌اش است. حقیقی طبق این گفته فوکو «مگریت تداوم حکومت فضای سالخورده بازنمایی را جایز می‌شمارد؛ اما تنها بر سطح، زیرا این فضا دیگر چیزی نیست جز سنگ صاف و ساییده» به سراغ فیلمفارسی رفته است. او اثری همگون ساخته است، نه همسان که با همان جنس بازنمایی آن را در سطح نگه می‌دارد و نگاهش نسبت به آن پارودیک می‌شود. از همین رو همانند چپق مگریت که به چپق واقعی بسیار همگون است، اثر حقیقی نیز نسبت به فیلمفارسی همگون است.
ولی حقیقی یک نکته از سخنان فوکو را فراموش کرده است که می‌نویسد «متن و چپق به وسیله قالب که دورشان را می‌گیرد، با یکدیگر پیوند خورده‌اند» و این قیدی است که اثر او را در پرده اسیر می‌کند. ملاک قضاوت مخاطب پرده است، نه آنچه یک مخاطب خاص از فیلم استنتاج می‌کند. به گفته فوکو همگونی یک الگو است و مرجع نخستین، پس مخاطب فیلمفارسی دوست این الگو را درک می‌کند، نه الگوی فکری حقیقی. وضعیت حقیقی به این عباردت فوکو نزدیک است که می‌گوید «مگریت تله‌ای را بازگشود که واژه نگاشه شی‌ای را که توصیف می‌کرد با آن به دام انداخته بود؛ اما در این میان خود شیء از دام گریخت.»
این دام در اثر حقیقی دو پهلوتر است. از یک سو می‌شود ادعا کرد که مخاطب به دام افتاده است و فیلم می‌فروشد که می‌شود نگاه مخاطب اول و مخاطب از این به دام افتادن لذت می‌برد و از سوی دیگر حقیقی در دام تله خود می‌افتد که منجر به نومیدی هوادارانش می‌شود. به نظر شق دوم درست باشد؛ چرا که نشانگان برای رسیدن به شیطنت‌های فکری حقیقی نامطلوب و ناکافی و گنگ است. او مخاطبان اصلی – کسانی که به قصد نامش فیلم را می‌بینند – نومید می‌کند؛ چون مخاطبش آنچه در پارودی کردن فیلمفارسی می‌طلبد را نمی‌یابد. در عوض این پارودی خود تبدیل به یک فیلمفارسی شده است و این همان تله است. گویا مرحومان بنیانگذار فیلمفارسی تله‌های پایا و عظیمی در سینما کار گذاشته‌اند که نه حقیقی؛ بلکه دیگر شخصیت‌های هنری را نیز در خود بلعیده است و این دام عمرش کماکان تداوم خواهد داشت.

…………………….

پی‌نوشت: بخش عمده‌ای از مشکل فیلم و آنچه روی پرده رخ می‌دهد به فیلمنامه فرهاد توحیدی بازمی‌گردد. توحیدی که در فضای آکادمی هوادار سفر قهرمان کمپبل است،‌ برخلاف «امکان مینا» چندان به این مدل وفادار نبوده و متنش همان ضعفی را داراست که «مدرسه موش‌ها ۲» از آن رنج می‌برد. اندیشه فروختن همانند فیلم برومند، در این متن نیز جاری و ساری است.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 16
دوست نداشتم: 38
میانگین امتیازات: 0.42

25 دیدگاه در “نقد فیلم: ۵۰ کیلو آلبالو!

1+

خوب نشون دادن بدی ها هنر نیست
بدی ها رو باید بد نشون داد
و گر نه رواج پیدا میکنند
نهی از منکر یعنی همین
چرا این فیلم،بدی ها رو خوب نشون داده و هنجارها رو شکونده؟
جامعه هر قدر هم خراب باشه،نباید بدی ها رو توش تبلیغ کنی،اگه این کار رو بکنی خیانت کردی!

و معلومه که کارگردان فلسفه خونده ی این فیلم به این مساله کاملا آگاهه! و آگاهانه خیانت کرده!

5+

ما با فامیل به دیدن فیلم ۵۰ کیلو البالو رفتیم و من به شخصه مثل همیشه انتظار یه فیلم مزخرف رو داشتم که سرش حوصلم ازش سر بره , معمولا توی عرصه فیلم ادم سخت پسندی هستم و با اینکه میشه گفت سر هیچ فیلم طنز ایرانی نخندیدم این فیلم جزو معدود فیلم هایی بود که تونست منو برای لحظاتی از مشکلات خودم دور کنه و به خنده ام بیاره , واقعا فیلم قشنگی بود , و اونهایی که نظر دادن این فیلم بی محتوا بود باید بگم خب یه فیلمه طنزه! واقعیت های جامعه رو به قالب طنز نشون دادن , کلاسیک که نیس ; از نظر شرعی و عرفی هم لطفا ده دقیقه برید تو خیابون یه قدمی بزنید تا بفهمید واقعا ما چقددددر اسلامی زندگی میکنیم :/ این فیلم به نظرم کاملا شرعی و خوب بود , شمایی که بی جنبه ای میتونی نبینی یا شعور و درکت رو از محیط اطراف و جهان ببری بالا -_-

3+

با اينهمه تبليغات هرگز دوست نداشتم وقتمو براي اين فيلم بذارم فيلمي مه سه دقيقه تبليغاتش مملو از لودگي و هرج و مرجه وا اسفاها به حال فيلمش.مرد عوضي هم كمدي بود اون كجا و اين كجا،ترجيح ميدم براي بار سوم ابد و يك ووز و
رو ببينم تا اين فيلم پر بازيگرِ بي محتوا رو ،ياد يك ضرب المثل افتادم افتابه لگن هفت دست شام و نهار هيچي!

6+

من موندم ارشاد که بعضی وقتا یک کتاب را بخاطر چند کلمه توقیف میکنه چطور به این فیلم مجوز داده؟ بعضی صحنه ها واقعا شرم آور بود .خصوصا اول فیلم واتقات زمان لخت بودن پسر

6+

خدا نگذره از کسایی که به این فیلم مجوز اکران دادن همین

9+

والا تو اي انتقادا ادم هرچى بيشتر ميخونه ميفهمه كه مردم چقدر كورن يا خودشونو زدن به كورى خانم عزيز اقاى محترم مگه اطرافتو همه چشم و گوش بسته هستن نخير اقا جان الان همه همينجورين فيلمم زياده روى نكرده تو بى حجابيو عرف اخلاق مردم تازه خيليم ابرو دارى كرده همين شمايى كه مياى انتقاد كوبنده ميكنى جايى كه زندگى ميكنى ببين از اين فيلم حجاب و روابطش بهتره يا بد تر بعد بيا اينجا نظر بده

10+

همه چیز فیلم دیالوگ ها, لباس ها, آرایش ها, مهمونی ها و مهمون ها, نحوه نشون دادن یه خانواده به اصطلاح مذهبی حتی تابلو ها و نوشته هایی که تو محضر روی دیوارا بود و… کاملا با هدف تخریب تعریف اسلام از زندگی و ازدواج و جایگاه زن و مرد بود.
واقعا دیگه من و خانوادم نمیتونیم اعتماد کنیم به سینمای ایران

8+

ظاهرا هیچکدام از دوستانی که ابراز نظر کردن متوجه متن نویستنده گرامی نشدن. شاید به این دلیل که مطالعه کامل متن براشون کار سختی بوده. و شاید فکر کردن کار سختتر. همین که میان راجع به فیلمی که دیدن چیز میخونن قابل تقدیره. شاید با ساخته شدن بیشتر فیلمهای پارودی در ایران و تحلیل درست و معرفی این گونه توسط منتقدان محترم و مطالعه بیشتر سینما دوستان و دیدن فیلم های مشابه در سینمای دنیا، اینگونه نظرات احساسی که صرفا جهت بیان کج سلیقه گی منطبق با هنجار و اصرار به عقاید قبلی به صورت فکر نشده است کمتر شود.

7+

این فیلم جدای از آنکه ترویج بدحجابی ،بی بندوباری،بد اخلاقی ،بی ادبی ،بد زبانی درجامعه است ،توهین آشکار ،عقده گشایی وانقام از مردم عرب خوزستان می باشد.در این فیلم بازیگران درحالی که لباس عربی داشتند ونقش زمین خوار رابازی میکردند آنها را حمال ومفت خور لقب میدهند وکارمند اداره ی ثبت احوال خوزستان را در حالی که لهجه داشت (عرب بود) بی ادب نشان میدهندودر نمایش فیلم نخلستان هوس که جزیی از فیلم بود اعراب خوزستان را متحجروعقب افتاده نشان دادندوهرچه توانستند کردند وبه مردم شریف عرب خوزستان ظلم کردند ونتیجه این کار میشود عقده، عقده هایی که جمع میشوندویک روز منفجر میشوند ومردم دیگر تحمل این رنجش ها،ظلم ها وبی احترامی ها را نخواهند داشت

6+

در خوش بینانه ترین حالت میشه گفت فیلمساز ادعا کرده که حقایقی رو میخواسته به مردم نشون بده، ولی در قالب فیلم جلف، ولی از فرصت استفاده کرده و کمی هرزگی هم چاشنی فیلم کرده.

7+

یک دزدی به تمام معنا از شعور ، وقت و پول ببننده!!!!!!!!!!!!
حتی خلی مسخره س که بخوام مرورش و نقدش کنم

5+

اقای حقیقی دلش می خواسته پورنو بسازه رو ش نشده اینو ساخته.قصد این فیلم نا بود کردن کیان خانوا دس.صد رحمت به جم

3+

این فیلم فیلم اجتماعی هست متاسفانه این کار ها در فیلم هست تو جامعه ی ما هم هست ولی مردم روش سر پوش میزارن ما اول باید این جامعه ی نا سالم مون رو اصلاح کنیم بعد فیلم هارو

5+

برای اسکار چه ها که نمیکنند
واقعا هیچ جاش خندم نگرفت
فقط بقیه که میخندیدن ما هم یه لبخندی میزدیم
و یه چیز دیگه اینکه واقعا از موازین اخلاقی دور بود
حقیقتش هم رفتیم من سالوادر نیستم رو ببینیم که زوری بردنمون اونور

7+

سلام خدمت تمامی دوستان
بنده امروز این فیلمو دیدم
واقعا خیلی مزخرف بود.اکثر کارهاشون برگرفته از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان بود.
در کل با دیدن این فیلم تاسف خوردم برای مملکت اسلامی و وزارت محترم ارشاد

9+

۵۰ کیلو آلبالو یعنی ابتذال ژانر کمدی سینمای ایران.

13+

فیلم واقعا مزخرفی بود . فیلم فارسی به معنی واقعی.شایدم فیلم هندی!! واقعا اسم این کمدی بود؟؟؟!! از نظر من یه مشت شوخی لمپنانه بیشتر نبود. اصلا ارزش دیدن و بحث کردن درموردش و حتی نقد کردن نداره. واقعا کسایی رو که به خاطر اسم کارگردان رفتن فیلم رو دیدن ناامید کرد. کاش یه ترتیبی داده بشه که مردم بعد از دیدن فیلم توی سینما بهش رای بدن. تا یه عده صرفا به خاطر فروش فیلم گول نخورن و برن فیلمو ببینن.

9+

فیلم هندی شرف داره به این بابا ،هندیا فیلم های کمدی عالیی میسازن و محتوا هم داره مثل پی کی یا سه احمق

12+

فیلم ظنز خیلی سخیفی بود
ولی یه حرف واقعی و شفاف داشت
و اون به لجن کشیده شدن کیان خانواده در دنیای امروز ایران است
ازدواح شناسنامه ایی و روابط افسار گسیخته و خیانت اشکار با اطلاع خانواده!
و مردان و زنانی که به یه لبخند به عقدهای سوری هم خوشند!!!
به قول پدره فیلم اکرم ها بسیارند!!

15+

موندم وزارت ارشاد دقیقا کارش چیه
درشو تخته کنن بهتر نیست

14+

واقعا جای تاسف داره
این فیلم فقط به درستبی بیان کرد حتی اگر شما با کسی دیگری نامزد هستید میتونید دوباره به کسی دیگری فکر کرد
واقعا امر مقدس ازدواج را با ساختن فیلم های کمدی در حال حاضر به مسخره گرفتیم

14+

اين فيلم را با همسرم ديدم هر دو ما علاقه به فيلم كمدى داريم فكر ديگرى در مورد كارگردان از قبل داشتيم كه متوجه اشتباه خود در طى فيلم شديم به عبارتى اين فيلم يك پورنو مخفى بود كه روى ذهن دختران و پسران مجرد در سينما بسيار تاثير گزار بود اگر آقاى حقيقى بدنبال چنين هدفى بوده بهشون تبريك عرض ميكنم .

13+

به قول اون پسره هرچی دره داف بوده ریختن تو این فیلم که قر بدن و عشوه بیان. با تاسف فراوان

14+

از ابتدا تا انتهای فیلم تمامی بازیگران و اکثر سکانس ها نماد هستند.
موندم که این فیلم چطور مجوز گزفته است؟!!!!!
متاسفم

21+

زماني كه با دقت به فيلم نگاه كنيد تازه متوجه ميشيد كه فيلم تبليغ چه تفكر و چه چيزهايي هست. به نظر من فيلم شيطنت هاي نادرست و گاها زشتي داشت كه به چشم يك بيننده ي معمولي نمياد .

بخش ارسال دیدگاه بسته است.