نقد فیلم: گشت ۲

در ادامه نقد فیلم گشت ۲ را میخوانید!


افشین علیار :

 در گشت ۲ احساس می شود قصه، دوام و کشش مناسب برای خلق یک فیلم کمدی را ندارد، به طوری که قصه کولاژی از گشت ارشاد یک شده است که منطقی در روایت آن وجود ندارد.

اساسا سینمای ایران در دهه ی نود تا اینجا فیلم کمدی کم داشته است، یا نه بگذارید این گونه بگویم که فیلم کمدی خوب کم داشته؛ فیلم کمدی کم ساخته نشده اما فیلم سینمایی کمدی باید چه مختصات ساختاری داشته باشد تا مخاطب را جذب خود کند ؟ در سال های اخیر باب شده است فیلمِ کمدی که پرفروش باشد فیلمِ مخاطب پسند و فیلم راضی کننده یی است، فیلمسازان و تهیه کنندگان قبل از رضایت تماشاگران، از فیلم میزان فروش را در نظر می گیرند به عنوان مثال یک فیلم کمدی را در بهترین فصل اکران می کنند آن هم با بلیت دوازده هزار تومان و سالن ها هم پر می شود ، اما بعد از پایان فیلم کسی از تماشاگر نمی پرسد آیا این فیلم راضی کننده بود یا نه؛ فیلم کمدی چه مشخصه هایی باید داشته باشد؟ آیا می شود به خنده های دسته جمعی در سالن سینما بسنده کرد؟ خیر ، سالن سینما و شنیدن صدای خنده های تماشاگران معیار معتبری برای ارزش یک فیلم کمدی نمی باشد اگر یک فیلم کمدی را در خانه در تنهایی دیدید و به آن خندید، آن فیلم مسیرش را درست رفته و به کمدی رسیده است، در سال های اخیر فقط سه فیلم کمدی توانستند مسیر درست را بروند و به هدفِ نهایی برسند سن پترزبورگ، نهنگ عنبر و بارکد اگر فکر می کنید نگارنده اشتباه می کند یک بار دیگر این سه فیلم را ببینید.

در اکران نوروزی امسال فیلم گشت ۲ ادامه ی گشت ارشاد به کارگردانی سعید سهیلی به نمایش درآمد، از قبل معلوم بود که این فیلم می تواند در اکران موفق باشد حالا چه برسد که در عید نوروز اکران شود، گشت ۲ از گشت ارشاد عقب تر است، سهیلی با استفاده از شخصیت ها و موقعیت های تکراری به سراغ ساخت گشت ۲ رفته است. کاملا مشهود است که سهیلی به دیالوگ ها و موقعیت های تکراری بسنده کرده و با زبانی شبه طنز بخشی از آسیب های اجتماعی را هم نشان داده که البته نتوانسته به نتیجه ی نهایی برسد ، اما جذابیت گشت ارشاد یک، به دلیل استفاده تقلبی از یک ارگان یا سازمان بود که آدم های فیلم از آن استفاده ابزاری می کردند گشت ارشاد برای تماشاگر موقعیت کمدی ایجاد می کرد کمدی که به یک مشکل اجتماعی جدی می رسید اما گشت ۲ نکته یی جدیدی برای ارائه در سینمای کمدی ندارد جز موقعیت های کلامی که به کلیشه ی نسخه ی یک می رسد به طور مثال عباس حسن یا عطا نمی توانند موقعیت جدیدی را خلق کنند، عباس در همان موقعیتِ شخصیتی با دیالوگ گفتن یا پس گردنی زدن موقعیت تکراری را خلق می کند دوباره عاشق می شود  دو شخصیت دیگر هم نمی توانند فضای طنز آمیز قصه را گسترش بدهند، عطا بعد از حادثه یی که برایش پیش آمده و به دلیل پیش گویی هایش کسب و کار جدیدی به راه می اندازد در سکانسی که عباس با پیش گویی های عطا مردم را تلکه می کند فیلم در موازات کمدی بودنش می خواهد به یک موضوع اجتماعی هم برسد اما فضای فیلم آنقدر در کمدی لحظه ای گیر افتاده که تماشاگر نمی تواند آن دیالوگ هایی که از زبان آدم هایی که به عباس مراجعه کردند را باور کند، گشت۲ نمی خواهد فیلم هجوی باشد اما در بعضی از سکانس ها فیلم از کنترل کارگردان خارج می شود و انگار دیالوگ ها به صورت بداهه ردوبدل می شود، گشت ۲ سعی می کند از غالب کمدی خارج نشود اما وقتی فیلمساز موضوعِ خاصی برای ارائه ندارد پس نمی شود از فیلم انتظار بیشتری داشت، تمامی مختصاتِ ساختاری گشت۲ به گشت ارشاد یک شباهت دارد عباس که بزرگ ترِ حسن و عطا است زور گویی می کند و باز عاشق دختر همسایه می شود و می خواهد با دیالوگ های سیاسی که به کلیت فیلم ربطی ندارد، دلِ دختر را بدست بیاورد؛ از سوی دیگر عطا هنوز دنبالِ کائنات است و عاشق ۲۰۶ آلبالویی، طلا و نقره دخترهای همسایه که برادرشان در انتظار قصاص است خیلی خونسرد و آرام به زندگی ادامه می دهند و اصلا معلوم نیست چرا فیلمساز برای این دوخواهر همچین قصه یی را فراهم کرده است، گشت۲ برخلاف گشت ارشاد بشدت اسیر جزئیاتی شده است که نمی تواند به چرخه ی کمدی قصه کمک کند در بعضی از سکانس ها شوخی های رکیک و جنسی دیده می شود و در سکانس دیگر عباس هنگام مدیحه سرایی قطعه ای از یک خواننده لس آنحلسی را می خواند یا اینکه فیلم می خواهد بی خود و بی جهت متلک های سیاسی یا شعارهای دمده شده را به قصه اضافه کند، اما این شوخی های دم دستی باعث شده شکل و شمایلِ گشت۲ مانند آیتم های تلویزیونی شود، آیتم هایی که فقط و فقط برای وقت پر کردن است و استفاده تجاری تهیه کننده، که خودِ سعید سهیلی است.

گشت ارشاد یک از یک انسجام خاص در بیان و موقعیت طنز برخوردار بود که تماشاگر آن را می پذیرفت اما در گشت ۲ احساس می شود قصه، دوام و کشش مناسب برای خلق یک فیلم کمدی را ندارد، به طوری که قصه کولاژی از گشت ارشاد یک شده است که منطقی در روایت آن وجود ندارد و فیلمساز به لحاظ موفقیت فیلم قبلی در اکران عمومی این فیلم را ساخته است ، گشت ۲ به دلیل یادآوری گشت ارشاد یک تماشاگر را می خنداند، مهم ترین برگ برنده این فیلم سه شخصیت اصلی آن است، که قبل از این در گشت ارشاد شخصیت پردازی شده بودند و حاضر و آماده بدون هیچ تغییری به گشت ۲ منتقل شده اند، در چنین شرایطی نمی شود از فیلم توقع خاصی داشت. اما چرا فیلمسازها چنین فیلمی را می سازند؟ آیا این فیلم ها برای مخاطب ساخته می شود یا برای اقتصاد عوامل فیلم، اگر بعد از اتمام گشت۲ نظر تماشاگران را بپرسید مطمئنا به شما خواهند گفت: برای خندیدن فیلم بدی نبود؛ اما هدف از فیلم کمدی ساختن فقط خندیدن مخاطب است؟ خندیدن به چه قیمتی؟آیا با فحش رکیک دادن یا شوخی های جنسی یا متلک های سیاسی به فیلم گنجاندن می شود فیلم کمدی ساخت؟
گشت۲ جزو فیلم هایی ست که اساسا نمی شود جز به جز آن را تحلیل کرد چرا که این فیلم هیچ کدام از مشخصه های لازم برای ساختِ یک فیلم کمدی را در بر ندارد، اگر چندسال دیگر دیدید که فیلمساز گشت۳ را ساخته و در نوروز هم اکران شده اصلا تعجب نکنید زیرا که زندگی خرج دارد و دیگر سهیلی هم نمی تواند فیلمِ کم فروش و کم مخاطبی مثل سهراب یا مردی شبیه باران را بسازد که بهترین فیلم های او محسوب می شوند.