Emrah Blkn Google fuck you Skype hakanakdan@outlook.com ulaş bana. Emrah Blkn Google fuck you Skype hakanakdan@outlook.com ulaş bana. Emrah Blkn Google fuck you Skype hakanakdan@outlook.com ulaş bana.

نقد فیلم :ناصرالدین شاه آکتور سینما

مجله هنری هفت به نقل از کافه نقد

مجتبی عبداللهی

در ادامه نقد فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما را میخوانید!


ناصرالدین شاه آکتور سینما / محسن مخملباف / ۱۳۷۰ / ایران

فیلم از همان ابتدا نشان می دهد که مخملباف واقعا دست از” دوران آهندلی اش ” برداشته و می خواهد اگر حرفی هم دارد در قالب طنز بیان نماید چرا که احتمالا در آن مقطع به این نتیجه رسیده بود که با شعار دادن و مشکلی حل نمی شود  . تیتراژ فیلم از نوشتار تا گرافیگ نشان از  نوآوری دارد نظیر بکار بردن ” نقاشی صورت آرتیستها ” بجای گریم ,” حکایت” بجای فیلمنامه ,” رژیستوری ” بجای کارگردانی ,” اوسا” بجای استاد ,” اسباب و البسه ” بجای طراحی لباس ,” اتصال تصاویر آرشیو خانه ای ” بجای مونتاژ ,” صناعت ترکیب اصوات ” بجای میکس صدا , ” آرتیستهای مهم ” بجای بازیگران ,” میز” بجای میرزا , “ممدلیخان” بجای محمد علی ,” قومپانی ” بجای شرکت , ” مضبوط” بجای توقیف و پسوندهای “خان و آقا و خانوم” .

2
فیلم کمدی ,موزیکال و سیاسی و تاریخی مخملباف با بهانه قرار دادن ناصر الدین شاه ,به نقد قدرت و سرگذشت هنر در این مملکت می پردازد .ناصر الدین شاه که تمام فکر و ذکرش اندرونی و برآوردن هوسهایش است ناگهان توسط سینما جادو می شود و تصمیم می گیرد آکتور سینما شود .و تا جایی پیش می رود که وقتی ابراهیم خان به او می گوید “حس بگیرید قبله عالم نمایشی بازی نکشید ” بناگاه دچار جنون می شود و در گاو  مش حسن استحاله می گردد .ناصر الدین شاه … فیلم با جسارتی است و مخملباف شجاعت و اعتماد بنفس فراوانی داشته است که که پا در عرصه شوخی با آثار جاودان و کلاسیک تاریخ سینمای ایران همچون گاو ,قیصر , رضا موتوری ,مغولها , باشو , طبیعت بیجان , دونده , و حتی بایسیکل ران خودش گذارده است . مخملباف که خود دوره های مختلف سیاسی و تحولات آنرا از تندروی های انقلابی تا عقل و سپس عشق طی کرده و در این مسیر تجربیاتی اندوخته , اینبار ترجیح داده حرفهای سیاسی اش را در قالب طنز بیان کند چرا که احتمالا تاثیر آن بیشتر از فریاد های حاجی عروسی خوبان و یا کنایه های او به انقلابیون به قدرت رسیده در بایسیکل ران و دستفروش است .

 

کسی جرات گفتنش را ندارد

در صحنه ای  که شاه خود را گاو می خواند ملیجک با شیطنت می گوید ” این را همه می دانند اما  کسی جرات گفتنش را ندارد” یادآور همان داستان معرو فی است که خیاطی لباس نامریی برای شاه می دوزد و شاه را لخت بیرون می فرستد و کسی جرات گفتن این مسئله را ندارد بجز کودکی که ناگهان لخت بودن شاه را فریاد می زند  و نشان می دهد که نگفتن دلیل بر نبودن نیست بلکه می تواند به سبب استبداد باشد .
مخملباف چهره ای ابله از قدرتمندان ارائه می دهد تا بدینوسیله آخرین نظراتش را در این زمینه ابراز نماید ,ایده آکتور شدن ناصرالدین شاه همانند ایده هیتلر شدن چاپلین در دیکتاتور بزرگ است .در اولی حاکمی هنرپیشه و در دومی هنرپیشه ای رل حاکم را بازی می کند و هر دو هم نقد قدرت از منظر سینماست   . بنظر می رسد که سیاستمداران را سر پیش گرفتن تدبیر و خرد نیست و افرادی چون امیر کبیر هم عاقبتی بهتر از ریخته شدن خونشان نخواهد داشت . مخملباف با ورود به دنیای درونی یک آدم سیاسی و نمایش بلاهت او  برای همه وقتی که مانیفیست او را با جدیت از زبان متملقانش اعلام می کند همگی به خنده می افتند این صحنه بسیار شبیه داستان شازده کوچولوست که وقتی پادشاه ستاره های آسمان را از آن خود می داند و با تلاش شبانه روزی به شمارش آنها مشغول است در برابر شازده کوچولو که از دیدن کارش تعجب کرده می گوید : “من آدمی جدی هستم” و او به خنده می افتد .

1234023_511925692233601_376886787_n
مخملباف این مقطع در می یابد که فرهنگ انتقاد پذیری علی رغم ادعای پذیرش آن در فرهنگ این مملکت از راس تا عوام  در اینجا وجود ندارد  ,پس وسادگی ناصرالدین شاه  فرضی که نقاب تزویر را کنار می نهد و سانسور را رسمس می کند و تا آنجا به مطبوعات آزادی می دهد که در ستایش سلطان و حکومتش بنویسند و تعارف هم ندارد و علنا می گوید اهل نقد نیست و دوستدار مدح است که این روراستی  باعث می شود دوست داشتنی شود .
صحنه ای که عکاس باشی در حرمسرا با چشمان بسته مشغول نمایش دادن فیلم است یادآور سکانس فیلم” چشمان بازبسته “کوبریک است که نوازنده پیانو با چشمان بسته در آن مجلس ویژه به نواختن می پرداخت .

 

همه ما را سر کار گذاشته اند
انتخاب صحنه هایی از فیلم های کلاسیک سینمای ایران و بازسازی آنها مطمئنا با هدف انجام گرفته است .از سکانس ملاقات پروانه معصومی و مرحوم فنی زاده در فیلم رگبار با آنهمه چشم که نماد عدم وجود حریم خصوصی در این سرزمین است تا بازسازی  جنون مشد حسن و ربط آن به جادوی سینما و ایده آن نوار های سلولویید  بجای یونجه و شعر سپهری در مورد فهمیدن یونجه/ فیلم و درآمدن شاه از حس و گفتن اینکه “گاو بودن چه دشوار است” با توجه به کارکرد دو گانه گاو /  انسان در فیلم گاو که شعر شاملو را بخاطر می آورد “انسان بودن حسرتا مشکلی است در مرز ناممکن” و سکانس معروف قتل درحمام فیلم قیصر که با قتل امیر کبیر در حمام فین تطابق داده می شود و جو گرفتگی شاه همانند سایر کسانی که برای اولین بار به سینما رفته اند و آنرا با واقعیت اشتباه می گرفته اند و دادن ناموس ملت بدست قیصر و سکانس سوزن نخ کردن طبیعت بیجان که از سطح فهم مردمی که با الاغ و گاری به دیدن فیلم در فضای باز کاخ آمده بودند بیشتر بود و بدین سبب ابراهیم خان را مورد شماتت قرار دادند و سخن ملیجک به پیرزن که “همه ما را سر کار گذاشته اند ” و آمدن نسیم بایسیکل ران به کمک عکاس باشی و تنبیه او همگی ایده های ظریفی هستند که در این فیلم بکار گرفته شده اند .
جالب اینجاست که دیدن سکانس سوزن نخ کردن برای نسلهای کنونی هم خسته کننده است چرا که کار فرهنگی لازم روی آنها انجام نشده و گسست فرهنگی و نفی پیشینه فرهنگی , سبب شده که آنها از درک مفهوم این سکانس ناتوان باشند .

 

1233405_513646225394881_2030609712_n
بازی فوق العاده مهدی هاشمی که نوع گریمش او را شبیه چاپلین نموده است و آنهمه حرص خوردن هایش واقعا دوست داشتنی است .”آتیه در آیینه” آینده مبهم سینما و طبعا سرنوشت این فرهنگو مرزو بوم  را در هوایی سرد و شاید به تاسی از اخوان ثالث ,” زمستانی ” نشان می دهد . در جایی که سینما و موسیقی از همان اول مورد بی مهری صاحبان شرع قرار گرفت چنانکه امثال خود مخملباف تحت تاثیر آنزمان هنگام پخش موسیقی انگشت در گوش می کردند . سرگذشت ابراهیم خان عکاس باشی و دربدری و آوارگی او و ناکامی اش در رسیدن به آتیه و سرزش او توسط مردم و رفتن پای گیوتین توسط دربار , سرنوشت غمبار هنر در این سرزمین است .جمله کنایه آمیز ابراهیم خان در مورد دعوت او به میگساری  , هم عمق شیفتگی او را به سینماتوگراف و پاکی او را که وجهه ای فرهنگی دارد در برابر سیاستمداران نشان می دهد آنجا که می گوید :  من با ” نگاتیو”  مست می شوم و با” پوزتیو” به هوش می آیم .
ناصرالدین شاه اولین و تنها کار طنز مخملباف است هر چند او بعدها در تست دموکراسی (صحنه سخنرانی برای مرغان دریایی ) طنزی زیر پوستس ارائه می دهد . این فیلم بهمراه آثار دیگر او مجموعه با ارزشی هستند اما فراموش نکنیم نظر کیارستمی را درباره مخملباف که “او هنوز شاهکارش را نساخته است” .