Emrah Blkn Google fuck you Skype hakanakdan@outlook.com ulaş bana. Emrah Blkn Google fuck you Skype hakanakdan@outlook.com ulaş bana. Emrah Blkn Google fuck you Skype hakanakdan@outlook.com ulaş bana.

نقد فیلم «شنل»: منطق روایی کیلویی چند؟

خطر لو رفتن داستان

یکی از فیلم‌هایی که در لحظه آخر توانست به سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر راه یابد، «شنل» ساخته حسین کندری بود. کندری کارگردان جوانی است که چندی پیش فیلم «اینجا کسی نمی‌میرد» وی در جریان هنر و تجربه به اکران درآمد. «شنل» هم تقریباً از همان گروه بازیگری و فضای داستانی «اینجا کسی نمی‌میرد» منشأ می‌گیرد. شروع فیلم «شنل» غافلگیرکننده و کابوس وار است و بیننده را شوکه می‌کند که این شروع نویددهنده یک فیلم متفاوت و عجیب‌وغریب و خوب است.

بیست دقیقه اول زمان فیلم فکر می‌کنید بیننده یک تریلر هیجان‌انگیز و پررمز و راز هستید؛ اما هرچه فیلم بیشتر پیش می‌رود، همان‌طور که دروغ‌های شخصیت‌ها رو می‌شود و انگیزه‌هایشان آشکار می‌شود، «شنل» هم‌دست خودش را رو می‌کند که نه‌تنها فیلم هیجان‌انگیزی نیست بلکه یک فیلم واقعاً بد است. از همه ویژگی‌های خوبی که اول فیلم دیده‌ایم فقط کابوسی می‌ماند که انگار قصد تمام شدن هم ندارد. کش مکش کاراکترها، نیات پنهانی که یکی پس از دیگری رو می‌شوند، سیر غیرمنطقی حوادث و بازی عجیب بد باران کوثری، فقط حس تماشای یک کابوس مغشوش را به بیننده القا می‌کند.

«شنل» در ابتدا به‌اشتباه آدرس شاهکارهای روانشناسی و دلهره‌آوری چون «آنچه در زیر پنهان است» رابرت زمه کیس را می‌دهد. مردی که فکر می‌کردیم یک کارگر معصوم و وظیفه‌شناس است

ناگهان به یک شیطان به‌تمام‌معنا تبدیل می‌شود و زنی بی‌خبر از همه‌جا که در دام این مرد پلید گرفتار آمده است، همه نشان از تعلیق و نقطه اوجی دارند که علی‌رغم انتظار بی‌صبرانه بیننده هرگز اتفاق نمی‌افتد.

بعدازاین بیست دقیقه فیلم «شنل» یک سقوط آزاد کامل دارد. انگار فیلم‌ساز عنان همه‌چیز را ازدست‌داده است. ریتم تند تدوین و توالی اتفاقات اول فیلم هیچ راهی به نیمه دوم پیدا نکرده‌اند و بسط دادن شرایط موجود از همان‌جا تا پایان فیلم ادامه پیدا می‌کند. درواقع بسط خط داستانی آن‌قدر ادامه پیدا می‌کند که فیلم‌ساز زمانی برای جمع‌کردن روایتش نمی‌یابد و همان اواسط روایتش است که فیلم تمام می‌شود. همه این‌ها که گفتیم گرچه از مشکلات آزاردهنده فیلم شنل است، اما می‌تواند در پی یک داستان‌پردازی معقول و نه حتی عالی، قابل‌تحمل باشد؛ اما «شنل» یک پرداخت معمولی هم ندارد. شنل دیوانه‌وار اسیر روایتی می‌شود که آن‌چنان فاقد منطق دراماتیک و نظم روایی است که هیچ شباهتی به یک فیلم سینمایی جدی در مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور ندارد. آن چیزی که قرار است سنگ بنای اتفاقات بعدی باشد، راز سربه‌مهر شخصیت اصلی با بازی باران کوثری، آن‌قدر بی‌منطق و سرسری پرداخته‌شده است که تمام مدت مخاطبان اشتباهات و کاف‌های این روایت را در سینما به یکدیگر یادآور می‌شوند. اینکه گره اصلی که کندری برای فیلمش در نظر گرفته است، اساساً فاقد جذابیت است را می‌توان به‌حساب سلیقه گذاشت، اما این‌همه بی‌توجهی به منطق روایی در رویدادها را نمی‌توان به‌راحتی پذیرفت. فقدان روابط علت و معلولی بین کنش‌ها و واکنش‌های کاراکترهای فیلم آن‌قدر آزاردهنده است که باور اینکه غیرعمدی وارد فیلم شده باشد مشکل به نظر می‌رسد. کندری در «شنل» با نقب زدن به خیانت، تبعیض جنسیتی و نژادی و ده‌ها خرده پیرنگ دیگر انسجام اثر را کاملاً از بین برده است. در نیمه دوم فیلم روایت ف آن‌قدر دچار یکنواختی می‌شود که به نظر می‌رسد خود فیلم‌ساز انگیزه و علاقه‌اش را برای به پایان رساندن ماجرا از دست می‌دهد و میانه راه روایت را رها می‌کند. این پایان‌بندی آن‌قدر ناشیانه و ناپخته است که به نظر می‌رسد عوامل نرسیده‌اند کل داستان فیلم را طبق روایت فیلم‌برداری کنند و فکر کرده‌اند تا همین‌جا هم خوب است.
هنگام تماشای «شنل» احساس می‌کنید راش‌هایی از یک فیلم بلند را می‌بینید که هنوز نظم نگرفته‌اند و تدوین‌نشده‌اند و کامل فیلم‌برداری نشده‌اند. در بهترین حالت پایان‌بندی شنل به‌گونه‌ای است که مخاطبان همچنان کنجکاو نشسته‌اند تا سکانس بعدی را ببینند و با بالا آمدن تیتراژ خنده‌های تمسخرآمیز و ناشی از ناباوری سالن را پر می‌کند؛ اما شاید بد نباشد به این نکته اشاره‌کنیم که با دیدن «شنل» پی می‌بریم که امسال چه تعداد از فیلم‌ها، با محوریت زنان و مشکلات آن‌ها ساخته شدند یا پرداختی زنانه داشتند.

این موضوعیت یافتن نگاه و رویکرد زنانه، به‌خودی‌خود و بدون در نظر گرفتن فیلم‌ساز و اثر نهایی می‌تواند اتفاق خوبی باشد. به‌شرط اینکه در این راه هم به‌افراط نرویم و سینمایمان پر نشود از درد و دل‌های فمینیستی و خاله‌زنک وار و یا بدتر از آن احساسات بی‌حدومرز و کورکننده که هیچ سنخیتی با سینما نمی‌تواند داشته باشد.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.