porno indir FUCK GOOGLE FUCK GOOGLE FUCK GOOGLE

نقد فیلم: خفه گی

در ادامه نقد فیلم قاتل اهلی را میخوانید!


فرایند ناکامی

نویسنده: لیلا خرقانی

داستان خفگی درباره چگونگی تاثیر جهان بر روی شخصیت و چگونگی تاثیر شخصیت بر روی جهان است. داستان کسی است که به دلیل نقاط ضعف و رنجی تراژیک در شخصیتش، کاملا سقوط می کند. فیلمساز در ژانری اجتماعی و در فضایی نوآر و تریلر درباره چرایی زندگی ناسالم می پردازد. خفگی نمایش فرایند ناکامی است و در سراسر داستان، مقصود صاحب اثر مشهود است.

با ارجاء به کتاب رونالد بی. توبیاس. می توان گفت داستان خفگی از پیرنگ افراط فلاکت بار برخوردار است. توبیاس در تعریف پیرنگ (افراط فلاکت بار) می گوید: به طور کلی افراط فلاکت بار درباره سقوط روانی یک شخصیت است. سقوط شخصیت بر پایه ی نقطه ضعف بنا می شود. انحطاط شخصیت را در سه مرحله ارائه می دهد. مرحله اول: پیش از این که اتفاقات باعث تغییر او شوند، در چه وضعیتی قرار دارد. مرحله دوم: وقتی شخصیت پیوسته دچار تنزل می شود، چگونه است؛ و در مرحله سوم: بعد از این که رخدادها به نقطه ای بحرانی می رسند، چه اتفاقی روی می دهد. شخصیت یا کامل تسلیم نقطه ضعفش می شود(تراژدی). یا به کلی از آن رهایی می یابد. تنش واقعی این پیرنگ از متقاعد کردن خواننده سرچشمه می گیرد، به گونه ای که باور کند این اتفاق برای او هم می تواند بیفتد. کدام یک از ما می داند چه شیطانی در قلب اطرافیان ما کمین کرده است؟ کدام یک از شما از مشکلات مهلک رفتاری ما یا دیگران خبر دارد؟ مشکلاتی که می توانند در یک لحظه باعث از هم گسیختگی ما شوند. وحشت های پنهانی در سراسر زندگی ما وجود دارند. فقط کافی است که همه چیز به موقع اتفاق بیفتد. شخصیت اصلی داستان، صحرا مشرقی با بازی قابل تحسین الناز شاکردوست در مرحله اول معرفی می شود. او پرستار یک آسایشگاه روانی است. از زخم پیش داستان رنج می برد و دارای نقاط ضعف است. نقاط ضعفی که در تعیین پیامدهای داستان بسیار مهم و قابل پیش بینی است. صحرا، نیاز مالی دارد و حق طبیعی و سهمش را از زندگی آرزو می کند. دوست دارد عاشق شود، ازدواج کند و سپس مادر شود. صحرا دقیقا در موقعیتی حساس با نسیم سازگار (بیمار به ظاهر روانی و همسر مسعود سازگار) آشنا می شود و این آشنایی کاملا موجب خود ویرانگری او می شود. در همان نیمه نخست فیلم هنگامی که متوجه می شویم صحرا نیاز مالی دارد، پروین (همکار صحرا) از او می پرسد حالا می خواهی چکار کنی؟ صحرا پاسخ می دهد دزدی…  صاحب اثر پاسخ این کاشت را در نیمه دوم فیلم به خوبی برداشت می کند. همه چیز در خفگی به موقع اتفاق می افتد. نسیم سازگار، دقیقا در موقعیت حساس و شرایط بحرانی ، پیشنهادی وسوسه انگیز و توام با نیاز حتمی صحرا به او می دهد. توبیاس، درباره پیرنگ وسوسه می گوید: وسوسه شدن یعنی ترغیب یا تشویق شدن به انجام کاری که نامعقول ، اشتباه یا غیراخلاقی است. خوشبختانه یا متاسفانه با توجه به نوع نگاه ما ، زندگی هر روز فرصت هایی را برای ما فراهم می کند که نامعقول ، اشتباه و غیر اخلاقی هستند. توانایی مقاومت در برابر وسوسه نشانه ای از قدرت و خویشتن داری است؛ و داستان وسوسه ، داستان لغزش و ضعف ذات انسان است. خفگی از پیرنگ اصلی (افراط فلاکت بار) و از پیرنگ فرعی بنام وسوسه برخوردار است. شخصیت اصلی داستان در روند فیلم بنا بر شرایط، پیوسته دچار وسوسه می شود و هر بار بنا بر عدم قدرت ، مغلوب تمایلات شیطانی می شود. فیلم کاملا از روابط علت و معلولی پیروی می کند. صحرا به ناچار دزدی می کند و دزدی علت دیگری می شود، تا این بار مغلوب نقشه شوم مسعود سازگار شود. دقیقا مسعود هم با شناسایی نقاط ضعف صحرا و موقعیتی که صحرا خود را در آن به دام انداخته است، علاوه بر تامین نیاز مالی ، پیشنهادی دیگر منطبق بر نیاز عاطفی صحرا به او می دهد. در روند فیلم، صحرا ابتدا به واسطه نسیم سازگار و سپس در مرحله دوم و بارها توسط مسعود سازگار دچار تنزل می شود. مسعود آرزوی صحرا را برآورده می کند. صحرا ازدواج رسمی می کند و می خواهد به هر قیمت مسعود را از دست ندهد، تا جایی که بخاطر مسعود، همانطور که در مرحله سوم خود اقرار می کند، مرتکب جنایت می شود و بهای گزافی می پردازد. مطمئنا دیالوگ های زهره( دوست و همسایه صحرا) بعد از به هم خوردن رابطه اش با عندلیب (همسر صیغه ای) و وضعیتی که زهره در پایان فیلم به آن دچار می شود، در تصمیم گیری صحرا برای حفظ مسعود بی ثمر نیست. هر گرفتاری پی در پی، صحرا را به عمق چاهی می کشاند که انگار به دلیل ضعف شخصیتی راه نجاتی برای او نیست. در مرحله سوم، در نقطه ی بحران داستان، شخصیت خود را یا به سوی تباهی کامل یا به سمت رستگاری سوق می دهد. در مرحله سوم، نسیم سازگار در اتومبیل به صحرا می گوید: جلوتر که برویم به یک دوراهی می رسیم، و رسیدی به دو راهی من را بیدار کن. دیالوگ نسیم، بسیار مبنی بر ساختار مرحله سوم پیرنگ افراط فلاکت بار بیان می شود. صحرا واقعا بر سر دوراهی قرار می گیرد و متاسفانه راهی را انتخاب می کند که راه برگشتی ندارد. فیلمساز پاسخ این کاشت را خیلی زود برداشت می کند. شخصیت اصلی، کامل تسلیم وسوسه شیطان می شود. نسیم را به قتل می رساند و سرانجام خود تاوان می دهد.

خفگی در فضایی تلخ و سرد روایت می شود تا عواطف مخاطب را برانگیزد. عنصر تاریکی ، ترحم ، ترس و رنج در سراسر فیلم پررنگ است. مفهوم عنوان فیلم، مفهوم عنوان و گریم شخصیت اصلی داستان ، لوکیشن های فیلم ، طراحی صحنه ، نحوه بازی بازیگران ، رنگ و نوع تصویربرداری ، همگی در خدمت بیان فضای داستان است. فیلم خفگی ساختار منسجمی دارد. آقای فریدون جیرانی در تجربه ای تازه اثری قابل توجه ساخته است. خفگی داستانی باورپذیر دارد و مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد. در فصل نهایی کتاب ((هنر و درک دیداری)) آرنهایم روی این موضوع تاکید می کند: موتیف هایی همچون سعود و سقوط ، اقتدار و تسلیم ، ضعف و قدرت ، موزونی و ناموزونی و مخالفت و متابعت در حقیقت بنیان تمام هستی ما را تشکیل می دهند. داستان خفگی از بنیان هستی ما پیروی می کند.

پایان