Emrah Blkn Google fuck you Skype hakanakdan@outlook.com ulaş bana. Emrah Blkn Google fuck you Skype hakanakdan@outlook.com ulaş bana. Emrah Blkn Google fuck you Skype hakanakdan@outlook.com ulaş bana.

نقد فیلم: امکان مینا

در ادامه نقد فیلم امکان مینا را میخوانید!

امکان مینا که به تازگی به اکران عمومی در آمده است، پس از همکاری مشترک فیلمساز با ژاپن که محصول آن فیلم “دونده ی زمین” بود، آخرین ساخته ی کمال تبریزی است. در کارنامه ی کمال تبریزی فیلم هایی چون “لیلی با من است”، “گاهی به آسمان نگاه کن”، “مارمولک”، “همیشه پای یک زن در میان است” و “طبقه حساس” قرار دارند که تقریبا همگی با اقبال مخاطب مواجه شدند. فیلم هایی هم مانند “مارمولک” و “دونده ی زمین” با واکنش شدید اقشار خاصی مواجه شدند تا جایی که در مورد فیلم اسبقش، منتقدی کمال تبریزی را با واژه -به اصطلاح شرعی- توهین آمیزی مورد حمله قرار داد.

با این حال، با استناد به آمار سایت cinematicket فیلم اخیر تبریزی با داشتن ۲۵ سالن ظرف مدت دو هفته، نتوانست بیش از ۲۴۰ میلیون تومان بفروشد در حالی که “لانتوری” ساخته ی رضا درمیشیان در طی همین مدت بیش از سه میلیارد فروش داشته است. این مطلب نشان می دهد او در جذب مخاطب عام، که از نقاط قوت او در گذشته به شمار می رفت، شکست خورده است. در ادامه به بررسی فیلم از منظر ساختار و روایت میپردازیم.

«در ادامه داستان فیلم لو خواهد رفت.»

فیلم در باره ی یک زوج جوان به نام های مهران(میلاد کی مرام) و مینا(مینا ساداتی) است که در زمان موشکباران جنگ تحمیلی در تهران زندگی می کنند. مهران خبرنگار است و مینا خانه داری که در کلاس های کنکور شرکت می کند. در طول فیلم متوجه می شویم که مینا رفت و آمد های مشکوکی به خانه ای دارد و شوهرش با تعقیب کردن او متوجه می شود که مینا به سازمانی پیوسته که به نظر می رسد گروهک منافقین هستند و آن خانه ی مشکوک هم خانه ی تیمی سازمان است. مینا پس از ازدواج به سازمان پیوسته و اکنون ناخواسته باردار شده است. این قضیه برای موقعیتش در سازمان خطرآفرین بوده و به او دستور سقط جنین داده می شود چرا که یک مهمان(سیامک صفری) در شرف ورود به تهران است و مینا وظیفه ی پناه دادن به او در یک خانه ی امن را دارد. مهران هم به کمک یکی از تیم های اداره ی اطلاعات که ماموریت مراقبت از خانه ی سازمانی را بر عهده دارند متوجه این قضیه می شود. او سعی می کند با توافق با مصطفی(شاهرخ فروتنیان) در ازای تحویل مهمان به اداره ی اطلاعات، برای مینا امان نامه بگیرد. در انتها مهران با حمله به خانه ی تیمی کشته می شود و مینا مهمان را تحویل می دهد.

پرداخت رابطه ی مینا و مهران که اصلی ترین رابطه در فیلم است بسیار ضعیف انجام شده و محدود به یک دیالوگ یک دقیقه ای در اواخر فیلم می شود. همچنین از گذشته ی مهران و مینا چیز قابل اعتنایی که به جلو رفتن داستان کمک کند دستگیرمان نمی شود. به عنوان مثال،این که مینا چطور و به چه هدفی به سازمان پیوسته را نمیبینیم. یا اینکه مهران چرا در انتهای فیلم وارد خانه ی تیمی شده و اقدام به کشتن ساکنان آن می کند. ورود شخصیت فرعی علی(بهادر ملکی) تنها زمان فیلم را تلف می کند و کاملا از فیلم قابل حذف است. حتی پس از شهید شدنش که مهران فیلم های دوران سربازی اش را مرور می کند هم اطلاعاتی برای شناخت بهتر از مهران ارائه نمی شود. همچنین برای ما باورپذیر نیست که یک کارمند اطلاعات، این حجم از اطلاعات سری از عملکرد گروهک و محل استقرار تیمش را صرفا به این خاطر که مهران را راضی کند که از تعقیب مینا دست بردارد، در اختیار او قرار دهد و ماموریت را اینچنین ناشیانه به خطر بیندازد. پلان های محل کار مهران و صحبت هایش با کیا که ظاهرا سردبیر روزنامه است صرفا به ما می گوید “گزارش هایی که مهران می نویسد قابل چاپ نیستند” که واضحا به داستان بی ربط است.

تم اصلی داستان به خودی خود تکراری است و با روایت ناقص و پرداخت بسیار سرسری، فیلم را بسیار کسل کننده و بدون تعلیق کرده و در انتها هیچ محتوایی تولید نمی کند. اساسا در فیلم به تولید محتوا بهایی داده نشده و فیلم شاکله ی فرمیک بسیار ضعیفی دارد. تدوین در فیلم هیچ نقش مهمی نداشته و موسیقی بسیار خوب محمدرضا علیقلی هم نمی تواند برای فیلم تعلیقی ایجاد کند و در حد یک صدای پس زمینه باقی می ماند.