نقد سریال «زیر پای مادر» و «نفس»

سحر عصر آزاد منتقد به ویژگی های سریال های رمضانی شبکه یک و سه اشاره و بیان کرد که وجه غافلگیری مخاطب از سریال ها گرفته شده است.

سحر عصرآزاد با اشاره به سریال «زیر پای مادر» به کارگردانی بهرنگ توفیقی که در شب های ماه رمضان از شبکه یک پخش می شود، گفت: در کنار هم قرار گرفتن سعید نعمت الله و بهرنگ توفیقی منجر به یک اتفاق جدید از این دو فرد که ما از آنها سابقه ای ذهنی داریم نشده است و البته سبک نعمت الله روی این کار سنگینی می کند که به عنوان یک ویژگی محسوب می شود.

وی ادامه داد: این نویسنده سبک و سیاق خودش را در جهان بینی و کلیت کار قالب کرده و حتی هویت کارگردانی بهرنگ توفیقی را تحت تاثیر قرار داده است و آنچه که بیشتر ما را درگیر می کند و در سریال به چشم می آید شخصیت پردازی های خط کشی شده و دیالوگ های شاعرانه و روند داستانی تا حد زیادی پیش بینی شده نعمت الله است.

این منتقد سینما و تلویزیون اظهار کرد: نعمت الله نویسنده خوبی است و همیشه هم کارش بیشتر از دیگر کارهایی که همزمان با آثار وی روی آنتن می‌رود، به چشم آمده است. او لحن و بیان خودش را در نگارش دنبال می کند که این خیلی اتفاق خوبی است اما یک نکته وجود دارد که مخاطب امروز در معرض سریال های کشورهای مختلف است و دیگر یک سبک، یک لحن و… برایش راضی کننده نیست و حتی اگر ما نعمت الله را به خاطر سابقه اش، شخصیت پردازی و دیالوگ دوست داریم انتظار هم داریم که ویژگی جدیدی هم در آثارش ببینیم اما «زیر پای مادر» را نمی توان به عنوان یک کار منحصر به فرد در نظر گرفت.

وی با اشاره به جزییات بیشتری از شخصیت آتنه یادآور شد: آتنه فرزندش را ترک کرده و مادر بی مسئولیتی بوده که خودش هم واقف است اما آدم ها دائم این گذشته را به یاد می آورند و منفی بودن این زن خیلی گل درشت شده است.

عصرآزاد تصریح کرد: خاکستری بودن شخصیت ها فقط در تعریف اولیه در نظر گرفته شده و در روند کلی و پرداخت مجموعه اجرایی نشده است. خلیل به عنوان قطب مثبت و آتنه به عنوان قطب منفی دیده می شود که اگرچه تقابلی کلاسیک در درام است اما سطح سریال را پایین آورده است و نگاهی کهنه و نخ نما دارد.

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره دیالوگ های سریال نیز اظهار کرد: این دیالوگ ها گاهی به شعر نزدیک است و گاهی به شعار که اگرچه قشنگ است ولی وقتی می بینید از جوان تا بزرگسال در این سریال همه با شعر حرف می زنند و از ضرب المثل و ایهام استفاده می کنند با منطق رئالیستی کار جور در نمی آید.

این منتقد سینما و تلویزیون در ادامه درباره سریال «نفس» که این شب ها به کارگردانی جلیل سامان در شبکه سه پخش می شود، اظهار کرد: اینکه کارگردانی تمی را در چند مجموعه دنبال کند اشکالی ندارد اما اگر تم مشترک قصه ها و موقعیت ها تکرار شوند و وجه جدیدی نداشته باشد مخاطب با اثر نو رو به رو نیست.

وی با اشاره به اینکه در چند سال اخیر سینما نیز به موضوع سازمان مجاهدین و منافقان پرداخته است، اظهار کرد: فیلم های مشابهی داریم در سینما که وقتی خواستند به سازمان مجاهدین بپردازند سراغ دوراهی های عاشقانه رفته اند. پرداختن به این بستر دراماتیک و نگاه به این گروهک براین اساس آنقدر محدود است که باعث می شود فیلمساز به تکرار بیفتد.

عصرآزاد اضافه کرد: هوشمندی محمدحسین مهدویان در «ماجرای نیمروز» این بود که همه توجهش را به یک عملیات واقعی اختصاص داد و قصه عاشقانه را کمرنگ کرد. فیلمسازان می خواهند یک قصه عاشقانه را در بستر سیاسی بگویند و انگار ناچار هستند که به همین ارتباط یک چریک با دختری از طبقه مرفه یا عام جامعه بپردازند.

وی عنوان کرد: البته شاید بخش اصلی این ماجرا به ممیزی ها برمی گردد که در پرداختن به سازمان مجاهدین و منافقان محدودیت وجود دارد. با این حال «نفس» جز اینکه یک سه گانه را کامل می کند چه ویژگی های دیگری دارد که در کنار سریال های «پروانگی» و «ارمغان تاریکی» قرار بگیرد؟

این منتقد سینما و تلویزیون با اشاره به ویژگی های سریال «نفس» گفت: متاسفانه ما از سریال ها وجه غافلگیری را گرفته ایم و مخاطب با قصه نو و جذابی مواجه نیست. ما در «نفس» بازسازی دهه ۵۰ را با منش و رفتار و نوع لباس و موسیقی این دهه می بینیم که البته همه اینها بزک کار است و اصل درام و قصه ای است که باید مخاطب را جلب کند.

عصرآزاد با اشاره به بعضی کلیشه ها در سریال نفس عنوان کرد: ناهید در این سریال کنش ها و واکنش های قابل پیش بینی دارد و یا ترس ها و نگرانی های پدر و واکنش او در برابر چریک برای مخاطب قابل پیش بینی بود که اینها تا حدی قصه را به سمت کلیشه ها برده است.

وی در پایان با اشاره به انتخاب بازیگرها اظهار کرد: با این حال بازیگران این سریال خوب انتخاب شده اند و دو نقش اصلی این کار سارا سعیدی و علیرضا کمالی بازی قابل قبولی از خود نشان دادند.