معرفی کتاب: بلا تار، پس از پایان

مجله هفت به نقل از کاروژ


بلا تار، پس از پایان / ژاک رانسیر / محمدرضا شیخی / نشر شورآفرین

رانسیر در این تک‌ نگاری کوچک، ضمنِ طرحِ دغدغه‌های مشترک با دنیای سینماگر، به رهیافت خود درباره‌ی سینما به‌ مثابه «هنر امر محسوس» می‌پردازد. این سینما کاری ندارد جز داستان‌ پردازی؛ و «پس از پایان»، همان زمانی است که دیگر داستانی برای روایت‌ کردن وجود ندارد، مگر داستان تکراری انتظارها و وعده‌های تحقق‌ نیافته. دنیای حسانی بلا تار تمام و کمال مبتنی بر زمان است و طبعا مبتنی بر استفاده از پلان-سکانس. رانسیر نیز در این پلان-سکانس‌ ها به جست‌وجوی همان اصل محبوب خود در سیاست و زیبایی‌ شناسی می‌ پردازد: برابری. در نگاه نویسنده، پلان-سکانس، بی هیچ نیازی به استفاده از نما/نمای عکس یا نمای خارج از قاب، امکانی برابر فراهم می‌آورد برای فیلم‌برداری از هر آن‌چه که در معرض دید است، از جمله آدم‌ هایی که طرد شده‌اند، آدم‌هایی که هیچ سهمی ندارند: این‌ها همان شخصیت‌های فیلم‌ های بلا تار هستند. – نیکلا آزالبر، کایه دو سینما در مقدمه‌ ی کتاب نیز آمده است: «سینمای بلا تار در حکم انسانی است که به تدریج رنجورتر و ساکن‌تر می‌شود. سکوت آدم‌های فیلم‌ های بلا تار خاستگاهی مشخص دارد. این سکوت‌ نه در جهت روایت و نه در راستای فرم روایی است، بلکه وجود و جوهره‌ای تاریخی دارد. ژاک رانسیر، فیلسوف معاصر فرانسوی که شیفته‌ی ادبیات و سینما نیز هست، در این کتاب به سراغ بلا تار رفته. برای او هم مسجل بوده که قرار نیست خواننده‌ی احتمالی این اثر سینمای بلا تار را با داده‌هایی کاملاً مشخص بشناساند. تنها ایده‌هایی از فیلم‌های او گرفته تا جهانی تازه بنا کند از نگاه این کارگردان به دنیای ما آدم‌ ها.» رانسیر در فصل اول این کتاب می‌نویسد: «بلا تار همیشه یک جور فیلم ساخته، همیشه درباره‌ی یک واقعیت حرف زده؛ کاری نکرده جز این‌که صرفاً کمی بیش‌تر کندوکاو کند. از نخستین فیلم تا واپسین آن‌ها، داستان همیشه داستان وعده‌ای بوده که برآورده نشده، همیشه داستان سفری بوده که به ‌همان نقطه‌ی آغازین حرکت ختم شده.» نویسنده این افقی که آدم‌ها را به رفتن ترغیب می‌ کند و باز به همان خانه بازشان می‌ گرداند، گذر از امر اجماعی به امر جهان شمول می‌ نامد و می‌ نویسد: «این امر جهان‌شمول اما همان دنیای تامل و اندیشه‌ ورزی صرف نیست؛ دنیایی است مطلقا رئالیستی و مطلقا مادی، دنیایی است عاری از آن هیجان نابی که فقط و فقط سینما می‌تواند ارائه‌ دهنده‌ اش باشد.»