لمپنیسمِ منحصر بفرد! (۱)

مجله هفت به نقل از کافه نقد

پرویز جاهد


قسمت اول

ژانر جاهلی که در فرهنگ سینمایی ایران از آن گاهی با عنوان «سینمای کلاه مخملی» یا «سینمای لمپنی» یاد می‌شود، یکی از خالص‌ترین و منحصر به‌فرد‌ترین ژانرهای سینمایی در ایران است که نمونه آن را در هیچ کشور دیگری نمی‌توان سراغ کرد.

این ژانر منسوب به تیپی به نام جاهل یا لات یا لمپن است که جایگاه خاصی در فرهنگ سنتی و عامیانه ایرانی دارد. قبل از پرداختن به این ژانر و ویژگی‌های آن، لازم است ابتدا واژه‌های «جاهل»، «لات» و «لمپن» را که در فرهنگ معاصر ایران، تقریباً معنای یکسانی پیدا کرده‌اند اگرچه از نظر ریشه‌ای به فرهنگ‌های کاملاً متفاوت تعلق دارند و از خاستگاه‌های طبقاتی متفاوتی برمی‌خیزند، به‌طور فشرده توضیح دهم:

«جاهل» یا «لوطی» از نظر تاریخی در سنت جوانمردی و فتوت‌نامه‌های ایرانی ریشه دارد و در گذشته به افرادی در جامعه اطلاق می‌شد که مرام جوانمردی، ایثار و بخشش داشته و در مقابل زورگویان و ستمگران از مظلومان جامعه دفاع می‌کردند. اما در فرهنگ معاصر ایران با رشد مدرنیسم و محو تدریجی نهاد‌ها و ارزش‌های سنتی، واژه «جاهل»، مفهوم گذشته‌اش را از دست داد و به اوباشی اطلاق گردید که هیچ تعلق طبقاتی و اجتماعی نداشته و با در پیش گرفتن زندگی انگلی از دسترنج دیگران زندگی می‌کنند.
حمیدرضا صدر در تعریف «جاهل» می‌نویسد: «جاهل لزوماً یک لوطی با مفاهیم تاریخی‌اش نبود. سنت لوطی‌گری متعلق به ایران قبل از اسلام بود که پس از آمدن اسلام به ایران با پیروان فتوت پیوند خورد و از قرن دوم هجری به عیاران رسید که خصیصه جوانمردی را با حیله‌گری می‌آمیختند. (درآمدی بر تاریخ سیاسی سینمای ایران. ص ۱۷۶)
اما «لمپن» که از ادبیات مارکسیستی آمده، مأخوذ از کلمه «لمپن پرولتاریا»ی کارل مارکس است و از دید او به عناصری از جامعه اطلاق می‌شد که از طبقه کارگر جدا شده و در موقعیتی قرار می‌گیرند که معمولاً ارتجاعی و ضد اجتماعی است. در تعریف واژه «لمپن» در «فرهنگ وبستر» چنین آمده است: «پایین‌ترین و تحقیرشده‌ترین بخش پرولتاریا که وابستگی و تعلق طبقاتی ندارد و از افراد بی‌ریشه و محروم که بیرون از شکل‌بندی اجتماعی- اقتصادی هستند، تشکیل می‌شود. «
علی اکبر اکبری که تنها کتاب موجود در مورد لمپنیسم را در کتابی با همین عنوان در سال ۱۳۴۵ منتشر کرده، ضمن ارائه مشخصات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی لمپن‌ها، رد پای آن‌ها را در فیلم‌های جاهلی دهه ۱۳۴۰ سینمای فارسی دنبال کرده و معتقد است که در زبان فارسی معادل مناسبی برای واژه «لمپن» وجود ندارد و واژه‌هایی چون «جاهل»، «لات»، «اوباش» و «ولگرد» با اینکه دربردارنده برخی خصوصیات لمپن‌هاست، اما معادل دقیقی برای آن نیست. او ماجراجویی، غوغاگری، فتنه‌گری، آشوب‌طلبی، قدرت‌طلبی و بی‌انضباطی را از خصایص مهم و اساسی لمپن‌ها می‌داند.
اکبری در کتاب لمپنیسم، خاستگاه طبقاتی لمپن‌های ایرانی را خرده‌بورژوازی شهری و روستائیان مهاجر دانسته و می‌نویسد: «در کشورهای سرمایه‌داری، لمپن پرولتاریا‌‌ همان‌طور که از اسمش مستفاد می‌شود به‌طور معمول از طبقه کارگر جدا می‌شود و مربوط به آن است. اما در جامعه ما با وجود ارتباط و پیوندهایی که بین عناصری از لمپن‌ها با طبقه کارگر به چشم می‌خورد اکثریت این قشر از دهقانانی که روستا‌ها را ترک کرده‌اند و کارگران کارگاه‌های پیشه‌وری و خرده‌بورژوازی تهیدست جدا می‌شوند. در واقع خرده‌بورژوازی با سقوط از آخرین پله زندگی اقتصادی خود به لمپن تبدیل می‌گردد. «(لمپنیسم. ص ۱۰)
به اعتقاد اکبری، «لمپن‌ها، عناصری از افراد اجتماعی هستند که روی هم‌رفته در تولید اجتماعی شرکت ندارند، در نتیجه در تولید اجتماعی استثمار نمی‌شوند و از طیق طفیلی‌گری زندگی می‌کنند. مانند گدایان، دزدان و فواحش.» (لمپنیسم. ص ۵)
دکتر علی شریعتی نیز ضمن برشمردن خصوصیات مشابه برای لمپن‌ها، آن‌ها را با لات‌ها به یک معنا انگاشته و می‌نویسد: «لمپن‌ها آدم‌های آواره و بی‌ریشه، بی‌طبقه، بی‌شکل و مشخص، بی‌وضع خانوادگی و وضع اجتماعی معین و آسمان‌جل‌هایی هستند که به آن‌ها لات و لوت می‌گوییم.» (درآمدی بر دایره‌المعارف علوم اجتماعی)
بنابراین، می‌بینیم که فرد لمپن با تعریف‌های ارائه‌شده، دقیقاً نمی‌تواند‌‌ همان جاهل یا لات در فرهنگ سنتی ایرانی باشد اما در فرهنگ سیاسی و حتی سینمایی ایران به ویژه در نقدنویسی دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، این‌دو تقریباً یکی گرفته شده و غالبا مترادف هم به کار گرفته شدند و امروز نیز تقریباً به یک معنا به‌کار می‌روند.