قسم به قلم و آن چه می نویسد

مجله هفت به نقل از کافه نقد

سام بهشتی

نقدی بر فیلم Spotlight


Spotlight / Tom McCarthy / USA / 2015

به زعم عده ای روزنامه نگار شدن کار دشواری نیست، هرکسی که اراده کند به راحتی می تواند به این حرفه وارد شود و تاثیرگذار باشد اما واقعیت امر چنین نیست، اگر کسی که وارد این حرفه می شود، باید حرفی برای گفتن داشته باشد و حرف های نو ارائه کند تا در این شغل ماندنی شود.
روزنامه نگاری مرز نمی شناسند و در همه جای دنیا یک تعریف دارد، رسالت این شغل بر این است که اخبار درست و منطبق بر واقعیت به دست مردم برسد و روزنامه نویس موظف است که چشم و گوش جامعه خود باشد.

شاید تا به امروز فیلمی ساخته نشده بود تا حق مطلب را ادا کند و از تاثیرگذاری روزنامه نگاری در بزنگاه های حساس اجتماعی سخن بگوید، اما این اتفاق، امسال افتاد و فیلم تازه تام مک کارتی که توانست در مراسم اسکار ٢٠١۶، مورد توجه قرار بگیرد و عنوان بهترین فیلم را به خود اختصاص دهد تا حدودی به این مساله اشاره کرد و نقش روزنامه نگاران را در افشاگری موضوع سو استفاده جنسی پدران روحانی از کودکان را نادیده نگرفت.
فیلمی که خیلی از منتقدان و مخاطبان به لحاظ مضمون با فیلم ” همه مردان رییس جمهور” قیاس کردند. فیلمی که در سال ١٩٧۶ تولید شد و مضمون آن درباره کشف رسوایی واترگیت، توسط روزنامه واشنگتن پست است. اما “افشاگر” به لحاظ مضمون متفاوت تر است و مساله دیگری را عنوان می کند.
فیلم یک درام اجتماعی محسوب می شود و قصه آن به شدت ملتهب است. موضوع اصلی فیلم به نقش روزنامه نگارانی که در سال ۲۰۰۲ بنیان های کلیسای کاتولیک را لرزاند، اشاره می کند و قصه بر اساس مستندات و واقعیت های موجود روایت می شود.
چهار روزنامه نگار، روزنامه بوستون گلوب که نام گروه تحقیقی آنها “اسپات لایت” بود، مطلب مستندی را در مورد سرپوش گذاشتن کلیسا بر آزار و سو استفاده جنسی از کودکان توسط هفتاد پدر روحانی در منطقه بوستون و ایالت ماساچوست آمریکا را منتشر می کنند.
قصه ای که در یک خط تعریف می شود اما بسیار تکان دهنده و هولناک است. این که کارگردانی بخواهد این داستان را به زبان سینما به تصویر بکشد و کاراکترها به کاریکاتور تبدیل نشوند، کار بزرگی است. مک کارتی کارگردان فیلم و جاش سینر فیلمنامه نویس در شیوه روایت و کارگردانی متفاوت عمل کردند.
“اسپات لایت” یا همان “افشاگر” فیلمی شخصیت محور نیست و ما از یک سو با چهار نقش اصلی مواجه می شویم که هر کدام به تنهایی در پیش بٌرد فیلم موثر اند.
قهرمانی در فیلم نداریم ولی هر چهار کاراکتر یک قهرمان محسوب می شوند، خبرنگارانی که برای بیان واقعیت می جنگند و در مسیر هدف خود ثابت قدم هستند. مخاطب در فواصل مختلف فیلم با آن ها همذات پنداری می کند.
بازی های درست و منسجم و انتخاب متفاوت بازیگران یکی دیگر از ویژگی های فیلم است، مایکل کیتون که آخرین حضورش با فیلم “برد من” در سینماها بود، این بار در مقام یک روزنامه نگار و سرتیم یک گروه نویسنده، ظاهر شده است و به دلیل موقعیت شخصیت در بزنگاه های حساس باید تصمیم گیری های متفاوتی داشته باشد، که به خوبی با این حالات در بازی او مواجه می شویم و محسوس است. با قدرت و اقتدار خاصی نقش یک دبیر گروه روزنامه نگاری را ایفا کرده است.
از سوی دیگر مارک روفالو نقش مکمل تاثیر گذاری دارد، او نقش یک روزنامه نگار پیگیر و حساس را ایفا می کند و در سکانس حساس و دراماتیک فیلم در مقابل مایکل کیتون، بازی متفاوتی را ارائه می کند.  (اشاره به سکانسی که بحث بر این است که گزارش چه زمانی منتشر شود)
در سال ٢٠١۶ فیلمی در سینمای جهان ساخته شده است که به نقش تاثیر گذاری روزنامه نگاران در اجتماع اشاره می کند، اما در جهان امروز این سبک روزنامه نگاری افشاگرانه منسوخ شده است، در آمریکا توئیتر و شبکه های اجتماعی در حرفه روزنامه نگاری نقش بسیار حساسی دارند و اگر نباشند، در عمل کاری از کار بیش نمی رود. اما در فیلم می بینیم که این سبک از روزنامه نگاری منسوخ شده چه قدر تاثیرگذار بوده است و روزنامه های چاپی چه نقش مهمی داشتند.
“افشاگر” فیلمی است که به شغل روزنامه نگاری ادای دین می کند و جدا از یک اثر سینمایی بودنش، هدف اولش این مساله است. در غیر این صورت، فیلم به لحاظ تکنیکال سینمایی آن چنان نکته درخشانی ندارد تا اسکار بهترین فیلم را دریافت کند، ریتم فیلم عادی و تدوین یک دست ساده، فیلمبرداری متوسط است اما روزنامه نگاران عنصر اصلی فیلم هستند. افرادی که اگر نبودند و آن گزارش را منتشر نمی کردند شاید تا به امروز کسی از این رسوایی با خبر نبود. انتشار آن مطلب نه تنها باعث شد کاردینال بوستون استعفا دهد، بلکه حرکت مهم و تاثیرگذاری بود برای کشف سو استفاده جنسی پدران روحانی  کلیسای کاتولیک، از کودکان در آمریکا و کشورهای دیگر.
“افشاگر” فیلمی است بسیار مهم که باید آن را به تماشا نشست و ساده از کنار آن عبور نکرد، فیلم تلنگری به ما می زند که روزنامه نگاری این نیست، که پی یک خبر و یا مطلب باشیم تا صفحه های روزنامه ها را سیاه کنیم، یاد آوری می کند که روزنامه نگاری یعنی فرزندِ زمانه خویش بودن، هرچند قواعد روزنامه نگاری در ایران با همه جا متفاوت است و افشاگری کنی سهم تو یک اتاق در بسته و تاریک است، اما نباید فراموش کرد، که در شرایط سخت هم روزنامه نگاری یک فرمول دارد و آن هم این است:  مردم باید همه حقیقت را بدانند.