درماندگی يك زن در ميان عده‌ای حلال‌زاده

مجله هفت به نقل از کافه نقد

بهروز بلمه


Two Days, One Night / Jean-Pierre Dardenne, Luc Dardenne / France / 2014

اگر تا به حال برایتان پیش نیامده که از کار اخراجتان کنند پس خیلی خوش شانس بوده اید چون قرار نیست همواره اخراج شدن شما نتیجه وجود مدیرها و همکاران بد، زیرآب‌زن و حسود و یا عملکرد ضعیف شما باشد. کافی است برآیند همه نیروهای کائنات، از بخت بد، منتج به بیکار شدن شما بشود به خصوی اگر کشور شما دچار بحران اقتصادی هم باشد.
امیدوارم هیچگاه از کار بیکار نشوید و اگر هم شدید زندگی شما را تحت تاثیر عمیق قرار ندهد یا حداقل آدم بدها موجب اخراج شما شده باشند، چون اگر آدم بدی وجود نداشته باشد گناه را به گردن هیچکسی نمی توانید بیاندازید، هیچ رقیبی هم برای شکست دادن ندارید. در این صورت موقعیت شما برزخ است و برزخ روح آدم را بدجوری آزار می دهد.
یک شرکت سازنده باتری های خورشیدی به علت ناتوانی از رقابت با باتری های چینیِ وارداتی ناچار است برای روحیه دادن به کارکانانش به آنها پاداش بدهد و همزمان یکی از کارکنان خود(ساندرا) را اخراج کند. این موضوع را به رأی گیری می گذارد و ۱۴ نفر از ۱۶ كارگر كارخانه رأی به اخراج ساندرا و دریافت نفری ۱۰۰۰ یورو پاداش می کنند. هزار یورو معادل تقریبا ۵ میلیون تومان (معادل ۵ ماه حقوق متوسط واقعی). اگر شما با چنین پیشنهادی در محل کارتان مواجه شوید چه می کنید؟ وسوسه نمی شوید!؟ اگر نیازی به ماهی یک میلیون تومان (معادل یک میلیون و ۵۰۰ هزارتومان زیر خط فقر!) نداشتید كه از اساس در آن شغل مشغول نبودید و صورت مساله ای وجود نداشت. اگر هم فکر می کنید نگارنده بد بین است می توانید صبر کنید تا در این موقعیت قرار بگیرید. به هر روی، ساندرا در آستانه اخراج شدن قرار دارد و اکثریت بر علیه اوست. دو روز و یک شب بیشتر به زمان رأی گیری نهایی نمانده است. در نتیجه او باید برای جلوگیری از سرنوشت شغلي اش بجنگد.
سفر دو روزه قهرمان آغاز می‌شود و ساندرا یکی یکی به سراغ همکارانش می رود تا آنها را نسبت به رأی دادن به ماندن او ترغیب کند. ساندرا در این سفر هیچ دشمنی ندارد. به قول لوک داردن: ساندار نباید مانند یک قربانی ظاهر ‌شود که همکارانش را به دلیل رأیی که علیه او داده‌اند، محکوم ‌می‌کند. این يك جدال میان دختری درمانده و عده‌ای حرام‌زاده نیست.

جدالِ دموكراتيكِ خودْاكثريتْ‌پنداران!
موقعیت به شدت واقعی است، نه پاداش مذکور آنچنان است که زندگی افراد را دگرگون کند و نه می توانند از خیر آن بگذرند، به اندازه واقعیتِ زشتِ این دنیایِ مادیِ فانی زننده است.
دو روز و یک شب به همان اندازه ای که ساده است، پیچیدگی زندگی را به رخ می کشد. دموکراسی را به همان اندازه که جذابیتش ما را محسور می‌کند به چالش می کشاند. چگونه ما خودْ اکثریتْ پندارِ راضی به رأیِ اکثریت، در آن لحظه کوتاه که رأی خود را به صندوق می اندازیم تمام احساسات‌مان را درباره جهان‌های افرادی که قرار است حقوقشان با ما برابر باشد زیر پا می گذاریم؟ در این فیلم کسی قضاوت نمی شود. بیننده نیز هیچکس را قضاوت نخواهد کرد. دوربین هم قضاوت کننده نیست. بلکه تنها دنبال کننده رویداد و موقعیت است.
ساندرا همان «روزتا» است که در جوانی از شدت فقر، خودش دست به چنین گناهی زده است. همان «لورنا» است که در آستانه ازدواج دچار بحران های به ظاهر ساده اما در باطن عجیب می‌شود. حال درآستانه میان سالی در کنار همسر و فرزندانش زندگی می‌کند اما بحران همیشه هست و خواهد بود.
ماریون کوتیار در نقش ساندرا تمام توان خود را برای نشان دادن یک زن درمانده و افسرده که احساس ناتوانی و شکست از تک تک سلول هایش فوران می زند به کار می بندد. احتمالا این نقش یکی از قوی ترین بازی های کوتیار است. دوربین برادران داردن مدام ساندرا را از فاصله های مختلف نشان می‌دهد و ساندرا در ۹۹ درصد پلان ها حضور دارد. آن هم یک دوربین آرام (اگر طبق عادت برادران داردن روی دست است) اما با کمترین لرزش و تکان و با آرامشي به اندازه آرامش ذاتِ زندگي، شخصیت ساندرا را دنبال می کند. هیچ میزانسن پیچیده ای در کار نیست. میزانسن در سکانس های مهم به گفتگوی دو یا سه نفره در یک قاب محدود می‌شود. با این شرایط ماریون کوتیار برای نشان دادن لایه های عمیق شخصیت ساندرا زحمت زیادی می کشد.

زوجِ ايده‌آلِ واقعي
فیلم نامه دو روز و یک شب مثل همه فیلم نامه های برادران داردن دقیق است. کمترین دیالوگ لازم با بیشترین تاثیر. ارتباط ساندرا و شوهرش و نقش آنها به عنوان یک زن و شوهر (خانواده) دقیقا بر اساس بنیادهای اساسی خانواده در مفهوم جهانی و اسطوره ای آن است. خانواده ای که برای عبور از بحران ها اتحادشان را از دست نمی دهند. یکی از ایده آل ترین زوج های واقعی را شکل می دهند.
فيلمنامه شامل صحنه هاي متعدد از ديالوگ هاي دونفره ساندرا با همكاران و شوهرش است. در مسير تلاش ساندرا براي همراه كردن همكاران با نموداري سينوسي از موفقيت و شكست مواجه هستيم تا جايي كه او در بين راه مي تواند شش نفر از ۱۶ نفر را با خود همراه كند. در اين لحظه تنها به سه نفر ديگر نياز دارد تا اكثريت آرا را به دست آورد. اما فيلم نامه در نقطه اي كليدي، يك شكست ديگر براي او به ارمغان مي آورد و در لحظه فرو پاشي روحيه ساندرا و اقدام او به خودكشي در ميانه مسير، بلافاصله با تغيير نظر يكي از مخالفان او مواجه مي شويم. نكته جالب در اين صحنه ساختارشكني طرح هاي كليشه اي «شبه معجزه» در سفرهاي قهرماني است.

رضايت تماشاگر از شكست قهرمان
در نهايت تمام زحمات او به همراه كردن نيمي از آرا مي رسد و بالاخره او براي از دست ندادن شغلش شكست مي خورد. تفاوت بارز اين فيلم با ديگر نمونه هاي مشابه در اين است كه در عين سادگيِ روايت، ميزانسن و دوربين، بيننده هر لحظه منتظر وقوع يك اتفاق مهم يا يك معجزه عجيب است. اين انتظار فضايي متناقض را بوجود مي آورد. همواره از خود مي پرسيد چگونه يك داستان ساده مي تواند اينقدر هيجان ايجاد كند. بيننده دائما منتظر موفقيت قهرمان است. در پايان قهرمانش شكست مي خورد اما بيننده از اين شكست بيشتر از هر موفقيت ديگري راضي مي شود. ساندرا در نهايت نمي تواند شغلش را پس بگيرد اما مرحله اي از زندگي را پشت سر مي گذارد. مرحله درماندگي و نا اميدي. پس از خروج از كارخانه با شوهرش تماس مي گيرد و عدم موفقيت را گزارش مي دهد، اما آن ساندراي افسرده اكنون سر حال تر از هميشه اعلام مي كند كه بايد براي پيدا كردن كار جديد تلاش كند.
همين! زندگي به همين سادگي است. «اميد» حرف اول و آخر را مي زند. مهم نيست موفق مي شويد يا نه. مهم اين است اميد داشته باشيد كه يك روزي موفق مي شويد. فيلم ساده برادران داردن به سادگي هرچه تمامتر در هر بيننده اي تذكيه نفس ايجاد مي كند؛ كاتارسيس در دنياي امروز و در سينماي قرن ۲۱ چندان احتياجي به وقوع فاجعه ندارد. بيكار شدن يك زن با وجود تمامي نيازهايي كه به شغلش دارد اگرچه در نگاه اول مي تواند يك فاجعه محسوب شود اما در نگاهي واقع بينانه مساله بسيار ساده و پيش پا افتاده اي است. داشتن يك شغل و حقوق و مزايا و نوع آن در برابر عظمت زندگي و عمق آن چه وزن و جايگاهي دارد؟ انسانيت، نوعدوستي و كمك به انسانها چه تعريفي دارد؟ رابطه ما با اخلاق چيست؟ رابطه دموكراسي به عنوان يك روش زندگي اجتماعي با اخلاق چيست؟ فيلم دو روز و يك شب به دنبال طرح اين سوالات و دادن پاسخ هاي ضمني با آنها است.