تأثیر زبان و ادبیات فارسی در جهان (۲)

مجله هفت به نقل از بنیاد سعدی


قسمت دوم

گوته یکی از ارکان چهارگانه ادب جهان وقتی حافظ را شناخت آرزو کرد که تنها مریدی از مریدان او باشد و گفت: ای حافظ سخن تو همچون ابدیت بزرگ است. زیرا آن را آغاز و انجامی نیست. کلام تو چون گنبد آسمان تنها به خود وابسته است، لاجرم میان نیمه غزلت با مطلع و مقطع آن فرقی نمی‌توان گذاشت چه همه آن آیت جمال و کمال است.

و بالاخره نیچه پس از مطالعه چند غزل از حافظ نوشت:

ای حافظ، میخانه‌ای از حکمت بنا کردی که از بزرگترین کاخ جهان بزرگتر است و باده‌ای از لطف سخن در آن فراهم آوردی که از طاقت نوشیدن دنیایی بیشتر است ولی میهمان این میخانه تو جز سیمرغ داستانی که می‌تواند بود؟ بلندی هرقله نشانی از عظمت تو و عمق هرگرداب آیتی از کمال توست. سخن تو خود شراب مستی بخش خردمندان جهان است….

رنان پس از مطالعه ترجمه بوستان سعدی نوشت: سعدی میان ما غریبه نیست در واقع او یکی از خود ماست. و باربیه دو مینار مترجم بوستان در مقدمه ترجمه‌اش نوشت: سعدی ترکیبی است از ظرافت هوراس، آراستگی اووید، نیشخند را بله و سادگی لافونتن.

آشنایی نویسندگان و شعرا و مردم اروپا با آثار بزرگ ادبیات پارسی موجب بوجود آمدن یک سلسله آثار مختلف در کشورهای اروپایی گردید. شعرای ایران بدون اغراق ادبیات اروپا را غنی کردند.

دیوان شرقی گوته که در شمار عالی ترین آثار ادبی اروپاست تحت تأثیر دیوان حافظ بوجود آمده است. اگر گوته با ادب پارسی و حافظ شیراز آشنا نمی‌شد هرگز دیوان شرقی بوجود نمی‌آمد.

ادبیات ملتها تنها از نظر مواد در یکدیگر تأثیر نمی‌کنند، بلکه طرز فکر و احساس نیز نقش مهمی در این تأثیر دارد. این افکار و احساسات مشابه یا مشترک بین نویسندگان و شعرای دو کشور رابطه‌ای ناگسستنی بوجود می‌آورد و ادبیات ملتها را متحد می‌کند. عاملی که برخی از نویسندگان یک کشور را با نویسندگان کشوری دیگر خویشاوند می‌سازد همین توافق فکری و شباهت بین بینش و طرز تفکر آنان است. مابین حافظ و گوته، میان مادام مارسلین دبروالمور و سعدی و بین خیام و برخی از شعرای انگلیسی تجانس روحی فوق العاده‌ای وجود دارد.

دیوان شرقی گوته که تحت تأثیر اشعار حافظ بوجود آمد نسل‌های مختلفی از مردم اروپا مخصوصاً آلمان را با ادبیات فارسی آشنا کرد و خود تأثیری خارق العاده‌برروی ادبیات آلمان و سایر کشورها گذاشت.

آشنایی اروپاییان با طرز تفکر خاص شعرای ایران آنها را متوجه شرق کرد . مشرق با ادبیات غنی و فلسفه عمیق برای نویسندگان و شعرای اروپا بصورت پناهگاه و گریز گاهی جلوه‌گر شد. ویکتور هوگو در Odes et Ballades می‌گوید:

«کاش تو نیز در سرزمین عباس‌ها و خسروها،‌ زیر آسمانی بی ابر میان درختان مورد و صبر به دنیا آمده بودی».

نوالیس Novalis شاعر بزرگ آلمانی در قطعه سرود شب می‌نویسد:

«خرد و دوراندیشی حکیمانه را تنها در شرق می‌تواند یافت».

و اشلگل Schlegel که چندین قطعه از شاهنامه فردوسی را به آلمانی ترجمه کرده در مقدمه ترجمه می‌نویسد:

«برای آنکه سرچشمه واقعی رمانتیسم را بیابیم و از آن سیراب شویم باید بمشرق زمین سفر کنیم».

گوته به یکی از دوستان خود نوشت«شرق تریاکی است که من در این دوران پرآشوب برای تخدیر روح خویش به آن پناه برده‌ام».

قسمت اساسی نفوذ شرق در ادبیات اروپا مرهون تأثیر ادبیات فارسی و آثار شعرای بزرگ ایران است که به زبانهای فرانسه، انگلیسی و آلمانی ترجمه گردید. زیرا برخی از شعرا و نویسندگان اروپایی بدون آن که به شرق سفر کرده باشند افسانه‌های دلپذیر، مناظر زیبا، بازارها و گنبدها و مناره‌های آن را زیباتر و فسونگر از آنچه در عالم واقع وجود داشت در آثار شعرای ایران مشاهده کردند و با الهام از آنها آثار جالبی بوجود می‌آورند.

چند سطر از باغ دلگشا از کنتس دونوای شاعره بزرگ فرانسوی را که آقای شجاع الدین شفا ترجمه کرده‌اند بخوانیم:

این نکته را در کتابی معطر و دلنشین و غم انگیز که خواندنش به من سستی دلپذیر بخشید خواندم. و حالا دیگر می‌دانم واقعاً باغ دلگشایی وجود دارد که می‌توان آن را بچشم دید.

باغی است که از پای کوهستانی که نام سعدی دارد بسوی شیراز گسترده است.

شعرای ایران مخصوصاً سعدی، حافظ فردوسی، خیام و نظامی و مولوی دروازه‌ای از دنیای تازه و روح و شوق و حال تازه‌ای را بر روی شاعران اروپا گشودند و آنها را به عشق‌های تند و آتشین مردم شرق و فلسفه و ذوق و حکمت و عرفان آشنا ساختند.

ترجمه غزلیات حافظ در آلمان توسط هامر، ترجمه گلستان سعدی در فرانسه و ترجمه رباعیات خیام بوسیله فیتز جرالد در انگلستان و همچنین در فرانسه و نیز ترجمه شاهنامه فردوسی توسط موهل به فرانسه که طی ۴۰ سال انجام گرفت در ادبیات اروپا تحول عمیقی ایجاد کرد و سایر کشورهای اروپایی را متوجه زبان و ادبیات فارسی ساخت. شعرای اروپا با عطر آسمانی شرق و نسیم روح پرور ابدیت که از بوستانهای ایران می‌وزید آشنا شدند و مردان خارق العاده‌ای را شناختند که در نبوغ ادبی با هومر و هوراس و اشیل برابر و یا از آنها برتر بودند.

تحت تأثیر آثار شعرای بزرگ ایران کتابها و اشعار زیادی در اروپا تألیف شد که مهمترین آنها دیوان شرقی گوته بود. حتی برخی از بزرگان شعر و ادب اروپا قطعاتی از اشعار فارسی را به صورت شعر در آثار خویش ترجمه کردند مانند قطعه گلهای سعدی از شاعره نامی فرانسه مارسلین دبردوالمور که از حیث زیبایی و ارزش با تمام آثار او برابر است:

بامدادان خواستم برایت گلهای سرخ ارمغان آورم.

اما آنقدر گل در دامنم انباشتم که بند فشرده آن تاب نیاورد و گسست.

در سایر کشورهای اروپایی کم و بیش زبان و ادبیات فارسی نفوذ و تأثیر قابل توجهی برجای گذاشته است. این نفوذ به دو صورت انجام یافته یا از طریق ترجمه‌های انگلیسی، فرانسه و آلمانی صورت گرفته و یا مستقیماً آثاری از زبان فارسی ترجمه شده و مورد توجه نویسندگان، شعرا و مردم کشورها واقع شده است.

در میان کشورهای اروپایی بعد از فرانسه،‌انگلستان، آلمان، شوروی نفوذ و تأثیر ادبیات فارسی برروی کشورهای اطریش و یوگوسلاوی نیز قابل توجه است.

در اتریش غالب آثار بزرگ فارسی ترجمه شده و حتی برخی از آنها توسط مترجمان اتریشی به دست مردم آلمان رسیده است.

یوگسلاوی از نظر سابقه آشنایی با زبان و ادبیات فارسی موقعیت خاصی در اروپا دارد زیرا درطول چند قرن در مناطق مختلف آن(صربستان، کرواسی، بوسنی و هرزگوین) زبان فارسی رواج داشته و به طور کلی زبان ادبی محسوب می‌شده است چنان که برخی از ادبا و شعرای برجسته این سرزمین در قرون گذشته اشعار خود را مستقیماً به فارسی سروده‌اند. در بسیاری از خانواده‌های قدیمی این کشور بخصوص در نزد کرواتها هنوز اشعار حافظ را از حفظ می‌خوانند.

سودی ادیب و شاعر بزرگ بوسنی که در سال ۱۰۰۱ هجری در آغاز دوران صفوی در یوگوسلاوی در گذشت از نخستین کسانی بود که در اروپا دیوان حافظ و گلستان سعدی را ترجمه کرد و چند شرح بر این کتب و برمثنوی مولوی نوشت.

معروف ترین شعرا و ادبایی که در قرون گذشته در این کشور به زبان فارسی شعر گفته‌اند عبارتند از عدنی، درویش، دده، نرگسی مؤلف خمسه نرگسی که به پیروی از خمسه نظامی سروده شده-صبوحی-رشدی.

در نیمه دوم قرن دوازدهم هجری نویسنده‌ای به نام فوزی که اهل مستار (صربستان) یوگسلاوی بود کتابی به فارسی به شیوه گلستان سعدی بنام بلبلستان نوشت که در همان زمان شهرت یافت.

از سال ۱۸۷۹ میلادی(۱۲۸۵ شمسی) در زمینه ترجمه اشعار حافظ و سعدی و رباعیات خیام و عبید زاکانی و همچنین دستور زبان فارسی از طرف دانشمندان و نویسندگان این کشور کوشش هایی به عمل آمد.

علاقه و عشق به این زبان شیرین سبب شده است که شبستان آموزش آن همچنان روشن و عطرآگین و پرجوش و خروش و پرنشاط باشد . از این قند پارسی حدیث خوش آرزومندی حافظ را بشنوند و بخوانند و در کاخ بلندی که فردوسی بزرگ از نظم پارسی پی افکنده است به گردش در آیند و از جادوی سخن نظامی، مسحور و مسرور شوند و حکایات پرمایه و پرمعنای مولوی را از زبان نیِ وجود او استماع کنند و نصایح و کلمات و جملات حکمت آموز سعدی را که در بسیط زمین گسترده است به گوش دل و جان بشنوند و با این زبان شیرین به سیر آفاق و انفس بپردازند و با سیمرغ عطار به طرف قلة قاف ادبیات فارسی به پرواز در آیند و به جهانیان بگویند که فارسی شکر است.

امپراطوران عثمانی گاهی به زبان فارسی شعر می گفته اند و چه لذت بخش است وقتی انسان می شنود که بلند ترین و گویاترین مفاهیم و مضامین شعر عرفانی فارسی در کشور ترکیه، در شهر قونیه و در مقبرة مولانا با آن آداب و رسوم زیبا و عارفانه خوانده می شود.

در نی خلقت، خدا تا در دمید

نی ز نی نالان تر از ملّا که دید؟

یارب این نی زن چه دلکش می زند

نی زدن گفتند، آتش می زند

آتش است این بانگ نای و نیست باد

هر که این آتش ندارد نیست باد

و نیز ابن بطوطه، جهانگرد مغربی (۷۰۳-۷۷۹ ق) می‌گوید هنگامی‌که در دربار پکن به سر می‌برد، در مجلس فرزند امپراتور غزلی از سعدی می‌خواندند و در شمال سوماترا بر سنگ گوری پاره‌ای از یک غزل سعدی کنده‌اند که در آن از ناپایداری جهان سخن رفته است. روزگاری در سریلانکا شعر فارسی می‌گفتند و پادشاه این جزیره به فارسی سخن می‌گفت. در کریمه غازی گران خان دوم، پادشاه این سرزمین که از نوادگان جوچی، نبیره چنگیز خان بود به فارسی شعر می‌گفت و یک مثنوی به نام «گل و بلبل» دارد. حاکمان عثمانی شعر فارسی می‌گفتند و ممدوح شاعران فارسی گوی قلمرو امپراتوری خود بودند. سلطان سلیم یکم عثمانی (۹۱۸-۱۰۱۶ق) با تخلّص سلیم و سلیمی‌شعر می‌گفت و دیوانی از او باقی مانده است. خوزی موستاری (۱۱۶۰ ق) از مردم موستار در بوسنی کتابی به نام «بلبلستان» به تقلید از گلستان سعدی نوشته و شیخ عبدالسلام مجرم از مردم تیرانا در آلبانی مجموعه‌ای از قصاید فارسی در مدح سلیم سوم عثمانی(۱۲۰۳- ۱۲۲۲ق) دارد. در بارکند و کاشغر چین شعر فارسی رواج و رونق فراوان داشت و رعدی و امیری(۱۰۱۳ق)،شعرای فارسی سرا امیران این منطقه را به قصاید فارسی می ستودند.
تحلیل و بررسی‌ها نشان می‌دهد که در حال حاضر در اکثر دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی و فرهنگی جهان کرسی‌های آموزش زبان فارسی وجود دارد و این روند با سرعت در حال افزایش است و مردم زیادی در سراسر جهان می‌خواهند آثار بزرگان فارسی‌گوی را در زبان اصلی بخوانند و فرا‌گیرند و ما راست که دست بر دست هم بدهیم و این تشنگان کلام ناب را که در اندرون دریای آن قند هست و پند هست و هر چه می‌خواهند خواهند یافت، سیراب نماییم.