بررسی فیلم «رخ دیوانه»: شطرنج مرگ

خطر لو رفتن داستان
ابوالحسن داوودی
فیلم‌سازی است که چندتایی از خاطره‌انگیزترین و بهترین آثار سینمای ایران را در کارنامه خود دارد. داوودی بعد از «تقاطع» که برداشتی از فیلم موفق و تحسین‌شده «تصادف» و روابط شبکه‌ای‌اش بود، به سراغ «زادبوم» رفت؛ فیلمی که سال‌ها در توقیف ماند و «رخ دیوانه» فیلم بعدی داوودی از آن پیشی گرفت و با اکرانش خاطره انتقادات تلخی که به «تقاطع» واردشده بود را به فراموشی سپرد. زمانی که «رخ دیوانه» اکران شد، هنوز سودای فیلم‌های پست‌مدرن ساختن آن‌قدر همه‌گیر نشده بود. اکثر فیلم‌ها روایتی خطی و کلاسیک داشتند و هر فیلمی که از این الگوی معمول پیروی نمی‌کرد، برچسب فیلم خاص و مخاطب خاص می‌خورد.
«رخ دیوانه» در اولین اکرانش با همان واکنش مثبتی روبرو شد که در جشنواره دریافت کرده بود. برای اولین بار در این اثر ابوالحسن داوودی، شاهد اثری مدرن با یک فیلم‌نامه پیچیده و روایتی غیرخطی روبرو هستیم که هم از فیلم‌های جریان عادی یک‌قدم جلوست و هم می‌تواند با عموم مخاطبان ارتباط برقرار کند. «رخ دیوانه» فیلمی پست‌مدرن نیست اما واضح است که داوودی با در نظر داشتن سینمای پست‌مدرن و روایت‌های پیچیده و لایه‌ای «رخ دیوانه» را روایت می‌کند و بارزترین ویژگی‌های سینمای پست‌مدرن که می‌توان در «رخ دیوانه» یافت، در همان ابتدای فیلم خودنمایی می‌کند. استفاده از دیالوگ‌هایی میان دو شخصیت اصلی که بر روی صفحه نقش می‌بندد، فیلم‌نامه‌ای غیرخطی که از نقطه پایان روایتش را شروع می‌کند و در پس همه این‌ها، روابط شبکه‌ای کاراکترها، «رخ دیوانه» را به یک اثر غیرمعمول در سینمای ایران تبدیل می‌کند. کاراکترهای فراوان «رخ دیوانه» هرکدام با داستان خود به اصل روایت اضافه‌شده‌اند، هرچند ممکن است نقشی فرعی داشته باشند اما در مسیر روایت مهم هستند و هیچ رویداد و کاراکتری نیست که بیهوده به فیلم‌نامه اضافه‌شده باشد و جبری باشد.
برگ برنده «رخ دیوانه» نوع روایتش است. این درام پر کاراکتر که ستارگان زیادی در آن ایفای نقش کرده‌اند، با سکانسی آغاز می‌شود که درواقع سکانس پایانی روایت است و هرچه بعدازاین سکانس می‌بینیم فلاش‌بکی است که روای برایمان به تصویر می‌کشد. بعد از شروع روایت که خودش یک فلاش‌بک است، با فلاش‌بک‌هایی شخصیت‌ها معرفی می‌شوند و خرده روایت‌ها و پی‌رنگ‌های فرعی به داستان افزوده می‌شود که به‌جای آنکه اضافی و بیخود به نظر برسند در بدنه روایت کلی جای می‌گیرند و قصه را به‌پیش می‌برند. اساساً نکته جذاب «رخ دیوانه» تصادف و اتفاق‌های کوچک است که شروع حوادث اصلی بعدی هستند. همه‌چیز با اتفاقات پیش‌پاافتاده شروع می‌شود و دائماً انگیزه‌های جزئی و اتفاقات کوچک و بی‌اهمیت مثل فرار از به دنبال خانه گشتن و شرط‌بندی‌های کوچک، حوادث بزرگ‌تری به بار می‌آورد.
«رخ دیوانه» قصه‌ای مدرن از دغدغه‌های نسل جوان است که بسیار پر افت‌وخیز است و ریتم بسیار تندی دارد. تدوین در «رخ دیوانه» نقش اساسی دارد و بار اصلی روایت دراماتیک را به دوش می‌کشد. تدوین علاوه بر حفظ ریتم فیلم، با پرش‌های زمانی و تغییر زاویه دید بازیگران در دل روایت اصلی که از زبان راوی می‌شنویم، جذابیت قصه را دوچندان می‌کند. راوی که قصه را تعریف می‌کند و با ماجرای مهره رخ در شطرنج داستانش را حین یک سقوط شروع می‌کند و بعدتر در حین همین سقوط قصه‌اش را به پایان می‌برد، از ورای مرگ مستقیماً با بیننده حرف میزند، درست مثل راوی فیلم «سانست بلوار» اثر ماندگار نوآر بیلی وایلدر.
رفت‌وبرگشت‌های زمانی، قصه‌ای که هرلحظه دیوانه‌وار‌تر می‌شود و کاراکترهایی که دائماً آشناتر و دوست‌داشتنی‌تر می‌شوند و روابطی که میانشان شکل می‌گیرد و استحکام می‌یابد، همراهی بیننده با این اثر را لاجرم می‌کند. در کنار همه این‌ها، «رخ دیوانه» یک اثر کاملاً اجتماعی است که به‌جای آنکه اسیر احساسات گرایی شود، با اشارات جزئی و به‌موقع، بیننده را درگیر موضوعات موردنظرش می‌کند. موضوعاتی مثل تجاوز، ازدواج مجدد و تأثیر آن روی کودکان و حتی اتفاقات سال ۸۸ در پی‌رنگ حوادث «رخ دیوانه» تنیده شده است که کاراکترها را معنا می‌بخشد و توجه بیننده را به این موضوعات جلب می‌کند. درون‌مایه اجتماعی «رخ دیوانه» زمانی آشکارتر می‌شود که به نقل‌قول خود ابوالحسن داوودی درباره این فیلم مراجعه کنیم. داوودی «رخ دیوانه» را نتیجه بیکاری‌اش در دولت دهم خوانده است. «رخ دیوانه» حاصل فیلم‌نامه‌ای است که شش سال قبل‌تر بانام «باخت پنهان» در سه اپیزود نوشته‌شده است و یک از اپیزودها و کاراکتری از یکی دیگر از اپیزودها به هم می‌پیوندند و این روایت را شکل می‌دهند. جالب آن است که این فیلم بااینکه قبل از همه‌گیر شدن فضای مجازی تا حدی که امروز شاهدش باشیم ساخته‌شده است و مانند فیلم‌هایی چون «جشن دل‌تنگی» و «حریم خصوصی» ادعای آسیب‌شناسی فضای مجازی را ندارد اما بیشتر از همه این‌ها وارد فضای آسیب‌شناختی و جامعه‌شناسی ناشی از نفوذ و گسترش فضای مجازی می‌شود و موفق‌تر بیرون می‌آید.در مورد بازی بازیگران این فیلم نیز باید گفت، «رخ دیوانه» بعد از «آفریقا» و «سیزده» اولین درخشش اساسی امیر جدیدی است که به‌تازگی سیمرغ بلورین جشنواره فجر را نیز از آن خودکرده است. امیر جدیدی در این فیلم چنان مسلط و روان جلوی دوربین بازی می‌کند که برای بیننده سخت است باور کند نه‌تنها یک بازیگر تازه‌کار است که هیچ آشنایی با دنیای سینمایی نداشته است. دیگر بازیگران «رخ دیوانه» هم به‌مثابه جدیدی مسلط و قابل‌باور جلوی دوربین ظاهر می‌شوند. صابر ابر، هیچ سایه‌ای از شخصیت همیشگی که از او دیده‌ایم همراه ندارد و نازنین بیاتی که با «دربند» شهبازی معرفی‌شده، در اینجا فرصت درخشش در کاراکتر متفاوتی را دارد. طناز طباطبایی هم مانند همیشه باورپذیر است و گرچه کمی در این نقش کلیشه شده است اما همچنان می‌تواند ستاره واقعی این جمع لقب بگیرد.
صدای کاوه آفاق هم بر روی این فیلم از دیگر جذابیت‌های «رخ دیوانه» است که آن را نسبت به سایر فیلم‌های هم‌دوره خود متفاوت می‌کند.
اما اصلی‌ترین و جذاب‌ترین عنصر دراماتیک «رخ دیوانه» پایان‌بندی آن است. پایان‌بندی که شوکه کنند و هوشمندانه است و بیننده را متقاعد می‌کند که گول فیلم‌ساز را خورده است و تمام این مدت مانند همه کاراکترهایی که فکر می‌کرده‌اند از دیگر جلوترند، رودست‌خورده است. این نوع پایان‌بندی، می‌تواند در درازمدت به اثر ضربه وارد کند و بیننده را متقاعد سازد که با گره‌گشایی نهایی، نقطه اوج لو رفته است و دیگر جذابیتی برای تماشای دوباره نخواهد داشت؛ اما «رخ دیوانه» آن‌قدر جزئیات در پرداخت داستان و شخصیت‌هایش دارد که تماشای دوباره آن را وسوسه کننده می‌کند.
میگویید نه امتحان کنید، اگر این فیلم را دیده‌اید یک‌بار دیگر به تماشای آن بنشینید و اگر قبلاً «رخ دیوانه» را ندیده‌اید فرصت تماشای آن را از دست ندهید و نظراتتان را با ما در میان بگذارید.
آیا شما توانستید دست کارگردان را بخوانید یا شما هم رودست خوردید؟

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.